برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1342 100 1

turn upside down


System.String[]

واژه turn upside down در جمله های نمونه

1. The world is being turned upside down by the string of multimedia technologies coming down the pike.
[ترجمه لیدا] جهان به وسیله زنجیره ای از تکنولوژی های چندرسانه ای در حال زیر و رو شدن است.
|
[ترجمه ترگمان]جهان بوسیله رشته‌ای از تکنولوژی‌های چند رسانه‌ای که بر روی نیزه فرود می‌آیند، وارونه شده‌است
[ترجمه گوگل]دنیای در حال چرخش با رشته فناوری های چندرسانه ای پایین می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Their lives were turned upside down when their son was arrested.
[ترجمه لیدا] وقتی پسرشان دستگیر شد، زندگی شان زیر و رو شد.
|
[ترجمه ترگمان]زمانی که پسرشان دستگیر شد زندگی آن‌ها وارونه شد
[ترجمه گوگل]وقتی پسرش دستگیر شد، زندگی آنها با دست چپ افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Suddenly, in the ...

مترادف turn upside down

سرازیر کردن (فعل)
incline , slant , slope , decant , turn upside down

معنی کلمه turn upside down به انگلیسی

turn upside down
• cause disorder; invert, turn over

turn upside down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مسعود طلایی
زیر و رو کردن
a.r
to invert someone or something
میثم علیزاده
زیر و رو شدن، دگرگون شدن
تورج
واژگون شدن - واژگونه شدن
شیوا
متحول شدن؛دگرگون شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turn upside downکلمه : turn upside down
املای فارسی : ترن یوپسید دون
اشتباه تایپی : فعقد عحسهیث یخصد
عکس turn upside down : در گوگل

آیا معنی turn upside down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )