برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1281 100 1

turned out

واژه turned out در جمله های نمونه

1. The whole town turned out to welcome the team home.
[ترجمه ترگمان]همه شهر از شهر خارج شدند تا به تیم گریفندور خوش‌آمد بگویند
[ترجمه گوگل]کل شهر معلوم شد که از خانه تیم خوش آمدید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Given the failure of the previous plan, this turned out to be a relative success.
[ترجمه ترگمان]با توجه به شکست برنامه قبلی، این یک موفقیت نسبی بود
[ترجمه گوگل]با توجه به شکست طرح پیشین، این امر موفقیت نسبی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her optimism turned out to be misplaced.
[ترجمه ترگمان] optimism تبدیل به گم شدن شد
[ترجمه گوگل]خوش بینی او ناخوشایند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fire-engines turned out as soon as the fire broke out.
[ترجمه ترگمان]به محض اینکه آتش خاموش شد، موتورها خاموش شدند
[ترجمه گوگل]موتورهای آتش نشانی به محض اینکه آتش سوزی آغاز شد، معلوم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه turned out به انگلیسی

turned out
• you use turned out to describe how a person is dressed.
turned out well
• managed well, ended well, worked out fine

turned out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
ثابت شد.معلوم شد
علي
ثابت شد
Elina
پی بردن
معلوم شدن
ثابت شدن
دریافت کردن
Ali
اگر به عنوان اسم در نظر بگیریم شاید بشه گفت
گروهی از افراد
شرکت کننده ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی turned out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )