برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1360 100 1

turtle

/ˈtɜːrtl̩/ /ˈtɜːtl̩/

معنی: لاک پشت، هر نوع لاکپشت ابی، کبوتر قمری، لاک پشت شکار کردن
معانی دیگر: (جانور شناسی) لاک پشت (راسته ی testudines از خزندگان آبزی - به لاک پشت خاکزی معمولا می گویند: tortoise)، کاس پشت، کشتوک، گوشت لاک پشت، مخفف: turtleneck، (قدیمی) رجوع شود به: turtledove

بررسی کلمه turtle

اسم ( noun )
عبارات: turn turtle
• : تعریف: any of numerous aquatic or terrestrial reptiles that have a soft body enclosed in a hard shell, into which head, legs, and tail may be retracted.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: turtles, turtling, turtled
مشتقات: turtler (n.)
• : تعریف: to hunt for or catch turtles.

واژه turtle در جمله های نمونه

1. turn turtle
واژگون کردن،وارونه کردن،پشت و رو کردن

2. the shell of a sea turtle
لاک یک لاک پشت دریایی

3. On land the turtle is ungainly, but in the water it isvery agile.
[ترجمه ترگمان]روی زمین، لاک‌پشت تنبل است، اما در آب خیلی چابک است
[ترجمه گوگل]در سرزمین لاک پشت ناخوشایند است، اما در آب آن بسیار مدرن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The turtle hibernates in a shallow burrow for six months of the year.
[ترجمه ترگمان]لاک‌پشت در حدود شش ماه از سال در یک پناه‌گاه کم‌عمق راه می‌رود
[ترجمه گوگل]لاک پشت در شش ماه سال در خواب کم عمق می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The spill could wipe out the Gulf's turtle population.
[ترجمه ترگمان]این نشت می‌تواند جمعیت لاک‌پشت خلیج را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]ریخته شدن می تواند جمعیت لاک پشت خلیج را از بین ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. If you turn over a turtle on its back, it will become helples ...

مترادف turtle

لاک پشت (اسم)
testudinate , turtle , tortoise , turtleback
هر نوع لاکپشت ابی (اسم)
turtle
کبوتر قمری (اسم)
turtledove , turtle
لاک پشت شکار کردن (فعل)
turtle

معنی عبارات مرتبط با turtle به فارسی

قمری
قمری
(جانورشناسی) لاک پشت لولادار (جنس terrapene - بومی امریکای شمالی)
(جانورشناسی) لاک پشت سبز (chelonia mydas از تیره ی cheloniidae - دریایی و درشت و قابل خوراک)، لاک پشت دریایی که تخمها و گوشت ان خوراکی است
(جانورشناسی) لاک پشت گل زی (جنس kinosternon - بومی امریکای شمالی و مرکزی)
(جانورشناسی) لاک پشت مشکی (تیره ی kinosternidae به ویژه جنس sternotherus که بومی شرق ایالات متحده است)
(جانور شناسی) لاک پشت گازگیر (لاک پشت های درشت و آب شیرین و بومی امریکای شمالی از تیره ی chelydridae به ویژه serpentina chelydra)، لاک پشت بزرگ خوراکی ابزی
(جانور شناسی) لاک پشت نرم لاک (تیره ی trionychidae به ویژه جنس trionyx که بومی ایالات متحده است)
واژگون کردن، وارونه کردن، پشت و رو کردن

معنی turtle در دیکشنری تخصصی

turtle
[سینما] پایه لاک پشتی
[کامپیوتر] لاک پشت
[کامپیوتر] گرافیک لاک پشتی
[زمین شناسی] سنگ لاک پشتی - یک سپتاریوم (septarium) بزرگ بیضوی مسطح که از خمیره خود بیرون ریخته و به حدی هوازده و فرسوده است که سیستم درونی پر کننده رگه ای شکافها ممکن است دیده شود. شکل این سپتاریوم مشابهت کمی با لاک یک لاک پشت دارد و سطح صیقلی شده اش مشابهت با پشت یک لاک پشت دارد. چنین سنگال هایی در شیل های دوونین شرق آمریکای شمالی دارد. - نیز نوشته می شود: turtlestone. - سابقاً خوانده می شد: سنگ سوسکی.

معنی کلمه turtle به انگلیسی

turtle
• reptile with a hard shell around the trunk of the body (living in freshwater, saltwater, or on land); turtle flesh; (nautical) pocket in a spinnaker (large triangular sail)
• a turtle is a large reptile with a thick shell which lives in the sea.
turtle neck
• shirt that has a high collar; sweater that has a high collar; someone who has a long neck
galapagos turtle
• type of giant land tortoise which is found on the galapagos islands and on islands near madagascar
like a turtle
• very slowly, at a very slow pace
mud turtle
• small freshwater turtle native to north and central america that dwells in mud at the bottom of ponds and streams
sea turtle
• heavily-armored crawling animal that lives in salty water
water turtle
• reptile with a hard shell that lives in fresh water

turtle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم
لاک پشت
JGYYHYTUY
لاک پشت
asdfghjk
لاک پشت
Ma
لاک پشت . هرگونه لاک پشت آبی🐢
سام
لاک پشت
shiva_sisi‌
لآک پُـشت!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turtle
کلمه : turtle
املای فارسی : تورتل
اشتباه تایپی : فعقفمث
عکس turtle : در گوگل

آیا معنی turtle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )