برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1348 100 1

tv dinner


(امریکا) خوراک پخته و یخ زده (که گرم می کنند و می خورند)

بررسی کلمه tv dinner

اسم ( noun )
• : تعریف: a packaged frozen meal that is ready for eating when heated.

واژه tv dinner در جمله های نمونه

1. After all, it is no use serving up TV dinners if the kids won't eat them.
[ترجمه ترگمان]هر چه باشد، اگر بچه‌ها آن‌ها را نخورند، استفاده از غذاهای تلویزیون ممنوع است
[ترجمه گوگل]پس از همه، بدون استفاده از شام تلویزیون، اگر بچه ها آنها را نمی خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She disinterred two frozen TV dinners from the freezer.
[ترجمه سمیرا] او دو تا غذای آمده یخ زده از فریزر خارج کرد.
|
[ترجمه ترگمان]اون دوتا شام از فریزر رو کنار زد
[ترجمه گوگل]او دو فنجان تلویزیون یخ زده را از فریزر جدا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Not TV dinner again. They all taste bland.
[ترجمه سمیرا] دیگه غذای بیرون نه. اونا همه بی مزه اند.|
[ترجمه ترگم ...

tv dinner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
یعنی غذای حاضری
آرمین مظاهری
غذای آماده (صرفا نیاز به گرم کردن دارد)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی tv dinner
کلمه : tv dinner
املای فارسی : توی دیننر
اشتباه تایپی : فر یهددثق
عکس tv dinner : در گوگل

آیا معنی tv dinner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )