برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1193 100 1

two

/ˈtuː/ /tuː/

معنی: دو
معانی دیگر: دو (2)، دو تا، دو عدد، زوج، جفت، (ورق بازی) دولو، خال دو، (تاس بازی) دو، عدد دو، شماره ی دو، شماره دو

بررسی کلمه two

اسم ( noun )
(1) تعریف: the number represented by the Arabic numeral 2 and by the Roman numeral II.

(2) تعریف: the number that follows one and precedes three in the sequence of cardinal numbers.
صفت ( adjective )
• : تعریف: being two in number.

واژه two در جمله های نمونه

1. two adjoining plots of land
دو قطعه زمین هم‌مرز

2. two aliens in a spaceship
دو موجود فضایی در یک سفینه‌ی فضایی

3. two almighty armies clashed at chaldoran
در چالدران دو قشون نیرومند با هم مصاف دادند.

4. two and two make four
دو و دو می‌شود چهار.

5. two aspects of life which today have become dissociated
دو جنبه‌ی زندگی که امروزه از هم گسسته شده‌اند

6. two bales of cotton
دو عدل پنبه

7. two bits
بیست و پنج سنت

8. two brothers
دو برادر

9. two bulls and a cow
دو گاو نر و یک گاو ماده

10. two cans of yellow (paint)
دو قوطی رنگ زرد

11. two catholic fathers were accompanying him
دو کشیش کاتولیک او را مشایعت می‌کردند.

12. two certified checks
دو چک تضمینی

13. two charlatans gulled him
دو نفر شارلاتان حسابی او را گول زدند.

14. two clerics and a layman were accompanying him
...

مترادف two

دو ()
two

معنی عبارات مرتبط با two به فارسی

با دو نشانی
بیست ودو
دوبه دو، دوتادوتا
(بیس بال) ضربه ای که چوگان زن را به خانه یا base دوم می رساند (خودمانی: two-bagger هم می گویند)
(امریکا - عامیانه)، به ارزش 25 سنت، 25 سنتی، بارزش 52 سنت، جزیی، بی اهمیت
(امریکا - عامیانه) 25 سنت، یک چهارم دلار
(برحسب متر یا فوت و غیره) دو در چهار، تخته ی دو در چهار (به ضخامت دو اینچ و پهنای چهار اینچ)
چیزی که عوض داره گله نداره
دو سال آزگار، دو سال تمام
رجوع شود به: two stroke
دوروزدرنگ، دوروزمعطلی
دو حکایت مختلف
(شمشیر و غیره) دو دم، دو لبه، دو تیغه، دو دم، دو پهلو
دارای دو ضلع یا پهلو یا پهنه، دو رویه، دو وجهه، ادم دو رو
...

معنی two در دیکشنری تخصصی

two
[برق و الکترونیک] دو
[ریاضیات] دو
[زمین شناسی] زاویه سنج دو دایره ای - یک زاویه سنج که آزیموت و زوایای قطبی را برای قطب هر وجه بلور توسط انعکاس پرتو موازی نور از یک شکاف عرضی اندازه گیری می نماید. زاویه های دو دایره ای به آسانی در یک تصویر استریوگرافیک یا زمان خورشیدی برای نمایه ساختن در هر سیستم بلوری، ترسیم می شود. - مقایسه شود با: زاویه سنج همبری. زاویه سنج انعکاسی.
[زمین شناسی] ساحل دو چرخه ای - ساحلی که توسط صخره های دو پله ای تشخیص داده می شود. (کاتن. 1922).
[زمین شناسی] ساختمان دو لایه ای - یک نوع ساختمان لایه ای که جهت تکرار کامل، دارای دو لایه می باشد. مثلاً کائولینیت، که یک لایه اکتا هدرال و یک لایه تتراهدرال بر واحد در امتداد محور c دارد. مقایسه شود با: ساختمان سه لایه ای.
[زمین شناسی] گرانیت دو میکایی - گرانیتی که حاوی هر دو نوع میکای تیره (بیوتیت) و میکای روشن (موسکوویت) می باشد. این گرانیت توسط روزن باخ به نام گرانیت حقیقی و توسط کیس به نام گرانیت دوتایی خوانده شده است. - مقایسه شود با: آپلوگرانیت. گرانیتل.
[زمین شناسی] مسیله دونمونهای
[زمین شناسی] قضیه دوسرییی
[زمین شناسی] مسیله دوجنسی
...

معنی کلمه two به انگلیسی

two
• number 2
• being 2 in number
two against one
• expression to describe something which is lacking logic
two and two make four
• 2+2=4
two are better than one
• two people can do - better than one person alone
two bit
• cheap, worth 25 cents
two bits
• 25 cents, quarter of a dollar
two color
• having two different colors
two days
• period of 48 hours, period of two sunrises and sunsets
two digit inflation
• increase in prices by more than ten percent
two digit number
• number comprised of two digits
two dimensional
• something that is two-dimensional is flat and in two dimensions only.
• if you say that something such as an idea, a character, or a work of art is two-dimensional, you mean that it is too simple and not realistic or interesting.
two edged
• two-edged blades have two cutting edges.
• things that are two-edged have two parts or meanings that are opposite to each other but that happen at the same time.
• a two-edged sword is something that appears to be advantageous, but also has hidden difficulties and problems.
two edged sword
• sword which is sharp on both sides of the blade; double danger, risk of a boomerang effect
two egg omelet
• food made from two scrambled eggs fried in a pan
two engined
• having two motors, craft or vehicle which ...

two را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیشی
شماره دو ،2

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی two
کلمه : two
املای فارسی : توو
اشتباه تایپی : فصخ
عکس two : در گوگل

آیا معنی two مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )