برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1351 100 1

Unbeknownst

/ənbiˈnoʊnst/ /ˌʌnbɪˈnəʊnst/

معنی: نادانسته، بنامعلوم، مجهول
معانی دیگر: unbeknown نادانسته، خارج از معلومات شخصی

واژه Unbeknownst در جمله های نمونه

1. Unbeknownst to her father, she began taking dancing lessons.
[ترجمه آرش] بدون اینکه پدرش اطلاعی داشته باشه در کلاسهای رقص شرکت میکرد.
|
[ترجمه ترگمان]و بعد از این که آن‌ها را با پدرش آشنا کرد، شروع به رقصیدن کرد
[ترجمه گوگل]او از پدرش بی خبر بود، او شروع به گرفتن درس های رقص کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. But unbeknownst to her, he had continued to write some checks.
[ترجمه ترگمان]اما بدون اینکه به او نگاه کند، به نوشتن چند تا چک ادامه داده بود
[ترجمه گوگل]اما بدون توجه به او، او ادامه داد تا برخی از چک ها را بنویسند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unbeknownst to him, a Blue hunter-killer team was perched less than two miles away -- under cover and undetected.
[ترجمه ترگمان]و بدون توجه به اطلاع او، یک تیم شکاری آبی کم‌تر از دو مایل دورتر، تحت پوشش و پنهان شدن قرار داشت
[ترجمه گوگل]به او اطلاع داده نشده بود، یک تیم شکارچی آبی آبی که کمتر از دو مایل دورتر بود - تحت پوشش و ناشناخته بود
[ترجمه ...

مترادف Unbeknownst

نادانسته (صفت)
unbeknown , unbeknownst
بنامعلوم (قید)
unbeknownst
مجهول (قید)
unbeknownst

معنی کلمه Unbeknownst به انگلیسی

unbeknownst
• unknown, without knowledge

Unbeknownst را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
مچهول، نا معلوم، ناشناخته (برای خود)،
بدون اینکه (خودت/ خودش/ ... ) بدانی/ بداند...
میلاد علی پور
بی خبر از، بی اطلاع از

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unbeknownst
کلمه : unbeknownst
املای فارسی : یونبکنونست
اشتباه تایپی : عدذثندخصدسف
عکس unbeknownst : در گوگل

آیا معنی Unbeknownst مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )