انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1091 100 1

Undisguised

تلفظ Undisguised
تلفظ Undisguised به آمریکایی/ˌənˌdɪˈsɡaɪzd/ تلفظ Undisguised به انگلیسی/ˌʌndɪsˈɡaɪzd/

(adjective) اشکار، بی تلبیس

بررسی کلمه Undisguised

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of disguised.
مشابه: bare, barefaced

واژه Undisguised در جمله های نمونه

1. Frances beamed at her friend with undisguised admiration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرانسیس با تحسین و تحسین به دوستش لبخند زد و گفت:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرانسیس در آغوش دوستش با تحسین بی رحمانه اش زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Hean looked down at Bauer in undisguised disgust.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Hean با تنفر آشکاری به باور نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هان در بیور در انزجار بی نظیر نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She looked at him with undisguised contempt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با تنفر آشکاری به او نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با تحقیر وحشتناکی به او نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. There was undisguised contempt in his voice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ تنفر آشکاری در صدایش وجود نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در صدای او، تحقیر بی نظیری وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. By mid-season the hostility between the two was undisguised.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اواسط فصل، دشمنی بین این دو علنی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اواسط فصل، خصومت میان این دو به دو صورت غیرقابل انکار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She looked at him with immediate and undisguised contempt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زن با تنفر آشکاری به او نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با تحقیر فوری و غیرقابل انکار به او نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They look at each other, disappointment tinged with undisguised relief.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به هم نگاه می‌کنند و ناامیدی و ناامیدی آن‌ها را نادیده می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به یکدیگر نگاه می کنند، ناامیدی با تسکین ناخوشایند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The undisguised face gleamed in the rain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صورت بی undisguised در زیر باران برق می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صورت ناپدید شده در باران غروب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It is blatant, undisguised opportunism by management, showing preference for what can be done, rather than what should be done.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون آشکار بودن فرصت‌طلبی توسط مدیریت، نشان دادن اولویت برای آنچه که می‌تواند انجام شود، به جای آنچه که باید انجام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اپوزوسیون به طور انحصاری و غیرقابل توجیهی از سوی مدیریت است، و ترجیح دادن آنچه که می تواند انجام شود، به جای آن چه باید انجام شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The bias of the work was undisguised.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعصب کار آشکار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعصب کار از بین رفته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Throughout it all, there was an undisguised murmur of conversation in the church and Denis felt slightly sick.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در تمام این مدت زمزمه undisguised از گفتگو در کلیسا بود و دنی احساس کسالت می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در طول همه اینها، سر و صدای ناگفته صحبت کردن در کلیسا وجود داشت و دنیس احساس میکرد کمی مریض است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They regarded each other, in fact, with undisguised hostility and contempt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در واقع یکدیگر را با خصومت و تحقیر می‌نگریستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در واقع یکدیگر را با خصومت و تحقیر بی نظیر در نظر گرفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. From the start of that campaign, I faced undisguised hostility because of my sex.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از آغاز این کمپین، به خاطر جنسیت خود با دشمنی آشکاری روبرو شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آغاز این مبارزه، با توجه به جنس من با دشمنی غیرقابل انکار مواجه شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The sentence is not unusual in the real undisguised.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جمله در حقیقت آشکار نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جمله در واقعیت غیرقابل پیش بینی غیر معمول نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Her exultation being quite undisguised was singularly inoffensive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]exultation که کاملا آشکار بود کام لا علنی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تقدیرش کاملا غیرقابل انکار بود، به طور انحصاری بی اهمیت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Undisguised به انگلیسی

undisguised
• not disguised, without a disguise, overt, unconcealed
• undisguised feelings are shown openly, and are not hidden.

Undisguised را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور ١٠:٥٤ - ١٣٩٧/٠٢/٠٣
بدون پوشیدگی ، تغییر نیافته ، دستکاری نشده ، تغییر ظاهر نیافته، بدون استتار ، بدون تقلب ، وانمود نشده ، در پرده قرار داده نشده ، بدون پیرایه ، بی پرده عیان ، ظاهر و باطن یکی .
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی undisguised
کلمه : Undisguised
املای فارسی : یوندیسگویسد
اشتباه تایپی : عدیهسلعهسثی
عکس Undisguised : در گوگل


آیا معنی Undisguised مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )