برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

Unfavourably

واژه Unfavourably در جمله های نمونه

1. He contrasted her brashness unfavourably with his mother's gentleness.
[ترجمه ترگمان]او با ملایمت مادرش را به طور غیر منطقی در میان گذاشت
[ترجمه گوگل]او با ناراحتی مادرش با ناسازگاری او مخالفت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His behavior contrasts unfavourably with his principles.
[ترجمه ترگمان]رفتار او نسبت به اصول خودش نامطلوب است
[ترجمه گوگل]رفتار او با اصول خود مخالف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When the body reacts unfavourably to food, the pulse rate will go up.
[ترجمه ترگمان]وقتی بدن به طور نامطلوب به غذا واکنش می‌دهد، ضربان قلب بالا خواهد رفت
[ترجمه گوگل]وقتی بدن به غذا واکنش نشان می دهد، میزان ضربان قلب بالا می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In this respect, Britain compares unfavourably with other European countries.
[ترجمه ترگمان]در این زمینه، انگلیس به شدت با دیگر کشورهای اروپایی مقایسه می‌کند
[ترجمه گوگل]در این راستا، بریتانیا با دیگر کشورهای اروپایی مقابله می کند ...

معنی کلمه Unfavourably به انگلیسی

unfavourably
• not complimentary; in a negative manner

Unfavourably را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
به‌طور مغرضانه، متعصبانه، يكجانبه، منفي
عاطفه موسوی
نه آن طور که دل بخواهمان است
نامطلوب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Unfavourably مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )