برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1282 100 1

Unfriendly

/ənˈfrendli/ /ˌʌnˈfrendli/

نجوش، نادوستوار، نامهربان، غیر دوستانه، خصمانه، دشمنانه، سرد، سرسنگین، خصومت آمیز، ناهمراه، نامساعد

بررسی کلمه Unfriendly

صفت ( adjective )
حالات: unfriendlier, unfriendliest
مشتقات: unfriendliness (n.)
(1) تعریف: aloof, unpleasant, or hostile to others.
متضاد: affable, amiable, amicable, friendly, genial, neighborly, warm
مشابه: antisocial, distant, hostile, inimical, surly, ugly

- The neighbors are unfriendly, so I generally avoid them and don't ask any favors.
[ترجمه zeinab] همسایه ها صمیمی نیستند، بنابراین من معمولا از آنها دوری می کنم و هیچ درخواستی از آنها نمی کنم.
|
[ترجمه ترگمان] همسایگان غیر دوستانه هستند، بنابراین من معمولا از آن‌ها دوری می‌کنم و هیچ لطفی به آن‌ها نخواهم کرد
[ترجمه گوگل] همسایه ها غیر دوستانه هستند، بنابراین من به طور کلی از آنها اجتناب می کنم و از هیچ مزایایی اجتناب نمی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She didn't mean to be unfriendly toward her co-worker, but she was in too much of a hurry to chat.
[ترجمه ترگمان] نمی‌خواست با هم‌کار او غیر دوستانه برخورد کند، اما خیلی عجله داشت که با او گپ بزند
[ترجمه گوگل] او به این معنی نیست که نسبت به همکارش غیر دوستانه باشد، اما در عین حال عجله برای گفتگو داشت
[ترجمه ...

واژه Unfriendly در جمله های نمونه

1. usually, dictatorial countries jam unfriendly stations
معمولا کشورهای دیکتاتوری روی ایستگاه‌های مخالف را پارازیت می‌اندازند.

2. he welcomed us in a very unfriendly manner
با روشی بسیار غیردوستانه از ما استقبال کرد.

3. The old man looked cross and unfriendly.
[ترجمه ترگمان]پیرمرد عبوس و خشن به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]پیر مرد کورس و غیر دوستانه نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Our golf club is run by a very unfriendly clique .
[ترجمه ترگمان]باشگاه گلف ما توسط یه گروه خیلی غیر دوستانه اداره میشه
[ترجمه گوگل]باشگاه گلف ما توسط یک کلاسیک بسیار غیر دوستانه اداره می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I find her very aloof and unfriendly.
[ترجمه ترگمان]او را خیلی گوشه‌گیر و غیر دوستانه می‌بینم
[ترجمه گوگل]من او را بسیار محکم و غیر دوستانه می بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Some people find her aloof and unfriendly.
...

معنی کلمه Unfriendly به انگلیسی

unfriendly
• hostile, antagonistic, unsociable, surly
• someone who is unfriendly does not behave in a friendly way.
• in warfare, a unfriendly country or armed force is one that is not likely to help you, but is likely to help your enemy.

Unfriendly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Anis
انسان نچسب
Amir
Terrific
HLN
غیر دوستانه
j
unpleasant or not polite to somebody
shiva_sisi‌
ســـرد،غیـر دوستآنهــ،رسمـے
shiva_sisi‌
The old man looked cross and unfriendly.
shiva_sisi‌
غیــر دوستآنح**
گلی افجه
خصمانه
Raha
معنی:غیردوستانه
متضاد:friendly_دوستانه
مهسا
ناشناس، غیر آشنا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unfriendly
کلمه : unfriendly
املای فارسی : یونفریندلی
اشتباه تایپی : عدبقهثدیمغ
عکس unfriendly : در گوگل

آیا معنی Unfriendly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )