برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1357 100 1

Unmanned

/ənˈmænd/ /ˌʌnˈmænd/

بدون سرنشین، اتوماتیک

بررسی کلمه Unmanned

صفت ( adjective )
• : تعریف: not having a human pilot or crew, as a spacecraft.

واژه Unmanned در جمله های نمونه

1. a unmanned flight to the moon
پرواز بی سرنشین به ماه

2. the sound of explosions unmanned the new soldiers
صدای انفجار سربازان تازه‌کار را زهره ترک کرد.

3. Unmanned post offices meant millions of letters went unsorted.
[ترجمه ترگمان]دفتر اداره پست به معنی میلیون ها نامه بود که به آنجا رفته بودند
[ترجمه گوگل]اداره پست بدون سرنشین به این معنی بود که میلیون ها نامه به صورت ناقص انتخاب شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Scientists say these unmanned flights can make important and exciting discoveries.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان می‌گویند که این پروازه‌ای بدون سرنشین می‌تواند کشفیات مهم و هیجان‌انگیز داشته باشد
[ترجمه گوگل]دانشمندان می گویند این پرواز های بدون سرنشین می تواند کشف های مهم و هیجان انگیز را به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The news of his friend's death unmanned him and he wept.
[ترجمه ترگمان]خبر مرگ دوستش او را بدون محافظ رها کرد و گریست
[ترجمه گوگل]خبر مرگ مرگش دوست او را نابود کرد و گریه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Unmanned به انگلیسی

unmanned
• lacking a human crew, lacking human operators (e.g., aircraft, spaceship, etc.)
• unmanned aircraft or spacecraft do not carry people in them.
• if a place or building is unmanned, it does not have anybody on duty there.
• see also unman.
unmanned aerial vehicle
• drone, unmanned small aircraft that is operated and controlled by remote control, uav

Unmanned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی خرم
مضطرب و پریشان، دلسرد، هراسان
سید محمد هاشمی
(هواپیما/ سفینه) بدون سر نشین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unmanned
کلمه : unmanned
املای فارسی : یونمنند
اشتباه تایپی : عدئشددثی
عکس unmanned : در گوگل

آیا معنی Unmanned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )