برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1289 100 1

Unspoiled

بررسی کلمه Unspoiled

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of spoiled.
متضاد: corrupt, spoiled
مشابه: virgin

واژه Unspoiled در جمله های نمونه

1. The port is quiet and unspoiled.
[ترجمه ترگمان]بندر آرام و دست‌نخورده است
[ترجمه گوگل]بندر آرام و ناپایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was an affectionate child and remarkably unspoiled.
[ترجمه ترگمان]او بچه مهربانی بود و خیلی هم دست‌نخورده
[ترجمه گوگل]او یک کودک مهربان بود و به طور قابل توجهی ناپاک شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At the unspoiled North Bay, three white pyramids rise like futuristic sails from the sea.
[ترجمه ترگمان]در خلیج دست‌نخورده شمالی، سه هرم سفید مثل بادبان‌های گشوده از دریا بالا می‌روند
[ترجمه گوگل]در بیابان خیز شمالی، سه اهرام سفید مانند بادبان های آینده ای از دریا افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He had thought her too childish, too unspoiled.
[ترجمه ترگمان]او را بیش از حد بچگانه تصور کرده بود
[ترجمه گوگل]او فکر کرد او بیش از حد کودکانه است، بیش از حد دست نخورده
[ترجمه شما] ترجمه ...

معنی کلمه Unspoiled به انگلیسی

unspoiled
• not spoiled
• if something is unspoiled, it has not been damaged or harmed.

Unspoiled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
بکر
دست نخورده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Unspoiled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )