برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1355 100 1

Unsweetened

بررسی کلمه Unsweetened

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of sweetened.

واژه Unsweetened در جمله های نمونه

1. After a few weeks on an unsweetened diet, it is remarkable how disgusting anything sugary tastes.
[ترجمه ترگمان]بعد از چند هفته در مورد رژیم غذایی unsweetened، قابل‌توجه است که چقدر مزه شیرین نفرت‌انگیز است
[ترجمه گوگل]پس از چند هفته در یک رژیم غذایی غیر شیرین، قابل توجه است که چگونه انسداد طعم های شیرین هر چیزی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Serve warm or cold with unsweetened whipped cream.
[ترجمه ترگمان]آن را گرم و یا سرد سرو کنید
[ترجمه گوگل]خامه ای و یا خامه ای نعناع را خنک نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unsweetened iced tea, fried catfish, hold the french fries and corn bread.
[ترجمه ترگمان]چای سرد، ماهی سرخ‌کرده، سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نان ذرت را بگیر
[ترجمه گوگل]چای یخ زده بدون چربی، سگ سرخ شده، سیب زمینی سرخ کرده و نان ذرت را نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sitting in the booth, he stirred his unsweetened tea as if it were poison.
[ترجمه ترگمان]در حالی که روی میز نشسته بود، چایش را بدون شکر و بدون ...

معنی کلمه Unsweetened به انگلیسی

unsweetened
• not sweetened, not made sweet

Unsweetened را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
تلخ
میثم علیزاده
گس، غیرشیرین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Unsweetened مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )