انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1017 100 1

Upstream

تلفظ upstream
تلفظ upstream به آمریکایی/ˈəpˈstriːm/ تلفظ upstream به انگلیسی/ˌʌpˈstriːm/

معنی: بالای رودخانه، مخالف جریان رودخانه، نزدیک به سرچشمه
معانی دیگر: در خلاف جهت رودخانه، بالارود، علیا، خلاف جریان آب، واقع در قسمت علیای رودخانه

بررسی کلمه Upstream

قید ( adverb )
• : تعریف: toward or near the origin of a stream or river; against the current.

- It's hard to swim upstream.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شنا کردن به بالای رودخانه سخته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شنا کردن در بالادست سخت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
(1) تعریف: directed or positioned nearer to the origin of a river or stream.

- upstream pollution
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آلودگی بالادست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آلودگی بالادست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- an upstream dam
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک سد بالادست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک سد بالادست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: at or nearer the beginning of a serial process, such as manufacturing or oil production.

- upstream costs
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هزینه‌های بالادستی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هزینه های بالادست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Upstream در جمله های نمونه

1. an upstream village
ترجمه دهکده‌ای در بالارود

2. salmons run upstream for spawning
ترجمه ماهی آزاد برای تخم‌گذاری به بالای رودخانه شنا می‌کند.

3. the boat went upstream
ترجمه قایق در خلاف جهت رودخانه حرکت می‌کرد.

4. swimming downstream is easier than swimming upstream
ترجمه شنا کردن در مسیر جریان آب ساده‌تر از شنا کردن در مسیر مخالف است.

5. Learning is like rowing upstream; not to advance is to dropback.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادگیری مانند پارو زدن رو به بالا است؛ نه صعود کردن به dropback
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یادگیری مانند قدم زدن در بالادست؛ نه برای پیشرفت است که به عقب برگرداندن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The ice blocks up the river, making the upstream water unable to flow.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یخ رودخانه را مسدود می‌کند و آب رو به بالا را قادر به جریان آب می‌سازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یخ بلوک رودخانه، ساختن آب بالادست را قادر به جریان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Sadness into the river upstream, I for who the desperate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با اندوه به رودخانه که به بالای رودخانه منتهی می‌شد شدم، به امید اینکه چه کسی این کار را کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غم و اندوه در رودخانه بالادست، من برای که ناامید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A water vole swam vigorously upstream.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب vole به شدت رو به بالا شنا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلوله آب به شدت در بالادست شناور شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We swam upstream against the current.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طرف جریان آب شنا کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در مقابل جریان جریان بالایی شنا کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We opened the sluices and the upstream water of the river poured into the lock.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دریچه‌های رودخانه را باز کردیم و آب بالادست رودخانه به درون قفل سرازیر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما اسلایدها را باز کردیم و آب بالادست رودخانه را به قفل ریختیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The falls upstream are full of salmon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آبشار رو به بالا پر از ماهی قزل‌آلا هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سقوط بالادست پر از ماهی قزل آلا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. A barrage would halt the flow upstream and lift the water level.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیلی جلوی جریان آب را متوقف کرده و سطح آب را بالا می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سد مخالف جریان جریان بالادست را متوقف می کند و سطح آب را بالا می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It was difficult sailing upstream against a strong ebb.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتن به بالای رودخانه سخت بود و با جزر و مد تند بالا می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قایقرانی بالادست در برابر یک سقوط قوی دشوار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Fish instinctively fight their way upstream against the current.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماهی‌ها به طور غریزی با روش خود در برابر جریان مبارزه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماهی به طور غریزی با راه خود در مقابل جریان فعلی مبارزه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Upstream

بالای رودخانه (اسم)
headwaters , upstream
مخالف جریان رودخانه (صفت)
upstream
نزدیک به سرچشمه (صفت)
upstream

معنی Upstream در دیکشنری تخصصی

[خودرو] جریان بالا دستی
[عمران و معماری] بالا دست - سراب - بالا رود - فرازاب
[زمین شناسی] فرادست،بالادست ، سراب ، بالا رود ، فرازاب
[آب و خاک] بالادست
[عمران و معماری] میل سراب
[زمین شناسی] میل سراب
[عمران و معماری] فرش در بالا دست
[زمین شناسی] فرش در بالا دست
[زمین شناسی] فراز بند
[معدن] سد بالارو (محیط زیست)
[عمران و معماری] نمای سراب
[زمین شناسی] جبهه بالا دست بدنه سد
[زمین شناسی] شیب وجه بالادست(سد)
[عمران و معماری] خاکریز سراب
[زمین شناسی] خاکریز سراب
[عمران و معماری] جریان بالا دست
[عمران و معماری] پیش دماغه
[زمین شناسی] پیش دماغه

معنی کلمه Upstream به انگلیسی

upstream
• in the higher part of a stream, closer to the source of the stream
• toward or in the higher part of a stream; against the current; in a manner which is contrary to the norm
• something that is moving upstream is moving along a river towards the source of the river.

Upstream را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Upstream

مقداد سلمانپور ١١:١٤ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
بالادستی
نگرش رو به عقب
رو به قبل تر
تعیین تکلیف در ابتدای امر
فعالیتهایی که ابتدای زنجیره ارزش ذیربط قرار دارند.
در نفت و گاز: فعالیتهای مرتبط با اکتشاف و تولید مثل لرزه نگاری، حفاری و بهره برداری
در مقابل Downstream
|

رئوفی افشین ١٨:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٧
بالادستی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Upstream



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی upstream
کلمه : upstream
املای فارسی : آپستریم
اشتباه تایپی : عحسفقثشئ
عکس upstream : در گوگل


آیا معنی Upstream مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )