انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 889 100 1

بررسی کلمه unceremoniously

قید ( adverb )
• : تعریف: in a manner that is lacking in normal courtesy or consideration.

- He'd come to the posh restaurant wearing a T-shirt and jeans and was unceremoniously asked to leave.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به رستورانی پوش امده بود که تی‌شرت و شلوار جین پوشیده بود و بدون تعارف از او خواسته شده‌بود برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به رستوران شیک پوشیدن تی شرت و شلوار جین مشغول بود و به طور غیر رسمی خواسته بود که ترک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه unceremoniously در جمله های نمونه

1. She was unceremoniously dumped to be replaced by a leader who could win the election.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به سادگی رها شد تا توسط یک رهبر که می‌توانست در انتخابات پیروز شود جای گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به طور غیرمعمول رها شده بود که جایگزین یک رهبر شود که بتواند در انتخابات پیروز شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He was unceremoniously removed from the list of members, for gross misconduct.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بی نزاکت از فهرست اعضا جدا شد، زیرا رفتار ناشایست داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به شدت از لیست اعضای خانواده بیرون رانده شد و به دلیل رفتارهای نامناسبی مرتکب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He grabbed her arms and hauled her unceremoniously to her feet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دست‌هایش را گرفت و بدون تعارف و بدون تعارف او را به پای خودش کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بازوهایش را برداشت و بدون هیچ قید و شرطی به پای او برداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They dumped his belongings unceremoniously on the floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]belongings را بدون هیچ unceremoniously روی زمین انداختند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها اموال خود را بی وقفه روی زمین ریختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I was escorted unceremoniously to the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون هیچ تعارفی به در رفتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به طور غیرمجاز به درب منتقل شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He had to be bundled unceremoniously out of the way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی آن که بدون هیچ unceremoniously از راه دور شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مجبور بود بدون هیچ قیمتی همراهی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Brian, furious, would huff and puff as Mazzin unceremoniously threw him back down on his bed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ب - - ان - - رای - - ان که عصبانی بود با اوقات‌تلخی و اوقات‌تلخی سرش را بلند کرد و او را دوباره روی تختش انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]براون، خشمگین، به طرزی غیرممیزانه مازیزن را لگد می زد و او را به رختخواب می انداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I elbowed Karen unceremoniously aside and grabbed the paddle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با آرنج به کارن سقلمه زدم و پاروها را برداشتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من کارن را بدون هیچ قید و شرطی کنار گذاشتم و دست و پا زدن را گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Unceremoniously dumped at our door, blushing with shame, would be a better way of putting it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]unceremoniously از شرم سرخ شدند و از شرم سرخ شدند، راه بهتری برای مطرح کردن آن وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون شک در خانه ما ریخته و با شرم سرخ می شود، راهی بهتر برای قرار دادن آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The unfortunate gents are then unceremoniously interred in the sisters' basement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از آن که بعد از ظهر بی وقفه در زیرزمین خواهران به خاکش سپرده شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پسران بیچاره پس از آن بدون سرپرستی در زیرزمین خواهران تعقیب شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A long list of Silicon Valley companies were unceremoniously dumped from the Net for several hours Friday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک لیست طولانی از شرکت‌های دره سیلیکون بدون رعایت نزاکت از طریق اینترنت برای چند ساعت در روز جمعه رها شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک لیست طولانی از شرکت های دره سیلیکون به طور غیر رسمی از جمعه به مدت چندین ساعت از شبانه روز تخلیه شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It falls away from the crown, quite unceremoniously finished off, behind a good facade.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دور از تاج سقوط می‌کند، کاملا بدون نزاکت خاموش می‌شود، پشت یک نمای خوب
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از تاج دور می شود، کاملا بی رحمانه به پایان رسید، پشت نماد خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. We were jammed unceremoniously among sinister-looking unmarked packing cases, obviously best left alone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما بدون هیچ unceremoniously در میان وسایل sinister که بدون هیچ نشانی دیده می‌شد گیر افتادیم، مشخصا بهتر بود تنها باشیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در میان موارد بسته بندی ناخوشایند غیرمعمول بدون سر وصدا گرفتار شدیم، بدیهی است که تنها به تنهایی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Then, one night, he unceremoniously slipped into them.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس یک شب بدون هیچ تعارفی به آن‌ها برخورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس، یک شب، او بدون سرنخ به آنها تسلیم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه unceremoniously به انگلیسی

unceremoniously
• without ceremony; informally; discourteously; abruptly

unceremoniously را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی unceremoniously

ابوذر.ف ٠٢:٠٩ - ١٣٩٧/٠٢/٢٣
ساده ، بی تشریفات ،بی تعارف ، بی نزاکت
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٣
بي هيچ ملاحظه‌اي
|

پیشنهاد شما درباره معنی unceremoniously



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی unceremoniously مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )