برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1218 100 1

unchallengeable

واژه unchallengeable در جمله های نمونه

1. Certain principles and values are assumed to be unchallengeable and therefore to be nurtured.
[ترجمه ترگمان]اصول و ارزش‌های خاصی در نظر گرفته می‌شوند که قابل اعتراض نیستند و در نتیجه پرورش داده می‌شوند
[ترجمه گوگل]بعضی از اصول و ارزش ها غیرقابل پذیرش هستند و بنابراین باید پرورش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Indeed little of what had been unchallengeable orthodoxy since the 1920s remained untouched.
[ترجمه ترگمان]در واقع چیزی که از دهه ۱۹۲۰ دست‌نخورده باقی مانده بود دست‌نخورده باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]کمی از آنچه که از قرن نوزدهم تا کنون وجود نداشته باشد، کمرنگ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The committee's decision is unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]تصمیم کمیته قابل اعتراض نیست
[ترجمه گوگل]تصمیم کمیته غیرقابل پذیرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The selection committee's decision is FINAL and unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]تصمیم کمیته انتخاب نهایی و unchallengeable است
[ترجمه ...

معنی کلمه unchallengeable به انگلیسی

unchallengeable
• that cannot be challenged

unchallengeable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
انکارناپذير

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unchallengeable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )