انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 946 100 1

uncompromisingly

تلفظ uncompromisingly
تلفظ uncompromisingly به آمریکایی تلفظ uncompromisingly به انگلیسی

واژه uncompromisingly در جمله های نمونه

1. The company had once been uncompromisingly socialist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت زمانی یک سوسیالیست تمام‌عیار بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شرکت بعدها سوسیالیستی بی نظیر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. With sharp eyes and keen sensibility, she has uncompromisingly tackled the hot issues in China.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با چشمانی تیز و حساسیت تیز، او به طور سازش‌ناپذیری به مسائل داغ چین رسیدگی کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با چشمان تیز و حساسیت مشتاقانه، او بدون هیچ مشکلی مسائل گرم در چین را حل کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He states uncompromisingly that he is opposed to any practices which oppress animals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به طور سازش‌ناپذیری گفت که او با هر گونه اعمال مورد ظلم حیوانات مخالف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بی قاعده می گوید که او مخالف هر اقداماتی است که ستم ها را ستم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. If one liked that uncompromisingly masculine type of good looks, she thought, trying to tell herself she did not.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که می‌کوشید به خودش بگوید که این کار را نکرده است، باخود گفت، اگر کسی از آن نوع خاص مردانه خوشش نمی‌آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر کسی دوست داشت که این نوع بی نظیر مردانه به نظر برسد، او فکر کرد که سعی دارد خودش را به خودش ثابت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We wanted something thoroughly and uncompromisingly foreign.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به یک چیز کاملا بیگانه و بی دقت احتیاج داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما چیزی را کاملا و بی عیب و نقص خارجی می خواهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I can and I shall,'her father said uncompromisingly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پدرش با لحنی حاکی از گستاخی گفت: بله، می‌توانم و خواهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم و خواهم بود، پدرش گفت: 'بی فایده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We uncompromisingly cant make the mistakes of doing halm to offspring in the environment and resource allocation .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما اساسا نمی‌توانیم اشتباه‌ات انجام halm به زاد و ولد را در محیط و تخصیص منابع به دست آوریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما بدون تردید نمی توانیم اشتباهات را در مورد فرزندان در محیط زیست و تخصیص منابع انجام دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The Shanghai collector was uncompromisingly firm in his refusal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازرس شانگهای به طور سازش‌ناپذیری در امتناع او شرکت داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گردآورنده شانگهای در انکار خود بی قید و شرط بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The tomato ketchup stained her fingers and fell as uncompromisingly on her dress as blood, but her brain was racing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سس گوجه‌فرنگی به دست او آغشته شده بود و به اندازه خون به پیراهنش نگاه می‌کرد، اما مغزش تند می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سس گوجه فرنگی رنگارنگ انگشتان خود را و به عنوان بی عاطفه در لباس خود را به عنوان خون افتاد، اما مغز او مسابقه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It takes the form of the Anti-Libidinal Ego having 'an uncompromisingly hostile attitude' towards the Libidinal Ego and its associated Exciting Object.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سبک به شکل \"شخصیت\" ضد libidinal \"گرایش خصمانه ای نسبت به شخصیت\" من \" و شی مرموز مرتبط با آن دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شکل از انفعال Anti-Libidine Ego است که 'نگرش غیرمنتظره خصمانه' نسبت به انفجار Libidoin و Object هیجان انگیز مرتبط با آن را می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه uncompromisingly به انگلیسی

uncompromisingly
• without compromise, unyieldingly, inflexibly, rigidly, obdurately

uncompromisingly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی uncompromisingly

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٢:٥٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٢
قاطعانه، سرسختانه، بدون چون و چرا
|

پیشنهاد شما درباره معنی uncompromisingly



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی uncompromisingly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )