انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1065 100 1

unconcerned

تلفظ unconcerned
تلفظ unconcerned به آمریکایی/ˌənkənˈsɜːrnd/ تلفظ unconcerned به انگلیسی/ˌʌnkənˈsɜːnd/

معنی: لا قید، بی عرقه
معانی دیگر: بی توجه، بی تفاوت، بی علاقه، نادلبسته، نانگران، بدون دلواپسی، خونسرد، بی پروا

بررسی کلمه unconcerned

صفت ( adjective )
مشتقات: unconcernedly (adv.), unconcernedness (n.)
(1) تعریف: not caring, involved, or interested; indifferent.
متضاد: concerned
مشابه: aloof, apathetic, blithe, careless, complacent, flippant, indifferent, negligent, perfunctory

(2) تعریف: not worried or anxious; nonchalant or serene.
متضاد: anxious, concerned
مشابه: blithe, nonchalant

واژه unconcerned در جمله های نمونه

1. Paul was unconcerned about what he had done.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پل به کاری که کرده بود بی‌اعتنا بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پولس در مورد آنچه که انجام داده بود، نگران بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He was apparently unconcerned by his failure to gain a university place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ظاهرا از عدم موفقیت خود در به دست آوردن یک مقام دانشگاهی ابراز نگرانی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ظاهرا از ناکامی او در کسب جایگاه دانشگاه ناراضی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The baby seemed quite unconcerned by the noise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بچه از این سر و صدا کاملا بی‌اعتنا به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کودک به نظر می رسد کاملا سر و صدا را بدون سر و صدا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The report is unconcerned with details.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گزارش به جزئیات بی‌اعتنا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گزارش بدون توجه به جزئیات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They appeared completely unconcerned about what they had done.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها کاملا به کاری که کرده بودند بی‌تفاوت به نظر می‌رسیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به طور کامل در مورد آنچه که انجام داده بودند، بی تردید ظاهر شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He seems totally unconcerned by real dangers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون کاملا بی‌خیال خطرات جدی به نظر می رسه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد کاملا از خطرات واقعی ناراضی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Are you as unconcerned about the situation as you appear?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا شما نسبت به وضعیت و موقعیت خود بی‌اعتنا هستید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا شما در مورد وضعیتی که شما به نظر می رسد ناراضی هستید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Many large companies seem totally unconcerned about the environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از شرکت‌های بزرگ نسبت به محیط‌زیست بی‌تفاوت به نظر می‌رسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از شرکت های بزرگ به نظر می رسد کاملا در مورد محیط زیست بی اعتماد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He drove on, apparently unconcerned about the noise the engine was making.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به راه خود ادامه داد و ظاهرا نگران صدای موتور ماشین بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به سمت جلو حرکت کرد، ظاهرا در مورد سر و صدایی که موتور ساخته بود ناراحت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I tried to act unconcerned.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سعی کردم خونسرد رفتار کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من سعی کردم بدون تردید عمل کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Young people are often quite unconcerned with political issues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوانان اغلب نسبت به مسائل سیاسی بی‌تفاوت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوانان اغلب با مسائل سیاسی کاملا مخالف هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He is unconcerned about personal appearance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به ظاهر شخصی بی‌اعتنا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد ظاهر شخصی بی شرمانه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Their manager is unconcerned at the laddish image and the drinking that goes with it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدیر آن‌ها نسبت به تصویر laddish و مشروبی که با آن می‌رود، بی‌تفاوت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدیر آنها در تصویر نادرست و آشامیدنی که با آن روبرو می شود، بی تردید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The band seemed rather downbeat, even unconcerned about their success.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که این گروه، حتی در مورد موفقیت‌های آن‌ها نیز بی‌اعتنا به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه به نظر می رسید نسبتا ضعیف و حتی در مورد موفقیت هایشان بی شرفند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The brothers appeared unconcerned about what Cassidy had to say.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این دو برادر نگران چیزی بودند که کسیدی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برادران در مورد آنچه که کاسیدی گفته بود برانگیخته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف unconcerned

لا قید (صفت)
happy-go-lucky , careless , slipshod , unconcerned , glib , indifferent , jaunty , thoughtless
بی عرقه (صفت)
unconcerned

معنی کلمه unconcerned به انگلیسی

unconcerned
• indifferent, uninterested, apathetic
• if someone is unconcerned about something, they are not interested in it or worried about it.
unconcerned with
• is not interested with

unconcerned را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Ati ١٠:٠٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
متعهد نبودن
|

گلی افجه ١١:٥٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
بی تفاوت
بی دغدغه
بدون نگرانی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی unconcerned
کلمه : unconcerned
املای فارسی : یونکنکرند
اشتباه تایپی : عدزخدزثقدثی
عکس unconcerned : در گوگل


آیا معنی unconcerned مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )