انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1064 100 1

uncontested

تلفظ uncontested
تلفظ uncontested به آمریکایی تلفظ uncontested به انگلیسی

بی چون وچرا، مسلما، بطورغیرقابل بحک

بررسی کلمه uncontested

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of contested.

واژه uncontested در جمله های نمونه

1. After an uncontested divorce, Peggy married Charlie.
ترجمه کاربر [ترجمه Ray] بعد از یک طلاق توافقی، پگی با چارلی ازدواج کرد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از طلاق uncontested پگی \"با\" چارلی \"ازدواج کرد\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از طلاق غیرقانونی، پگی با چارلی ازدواج کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. These claims have not gone uncontested .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ادعاها همچنان بی‌چون و چرا نرفته اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ادعاها بدون تردید رد شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. But the rebels have exercised uncontested control here since 199
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما شورشیان از سال ۱۹۹ بی‌چون و چرا کنترل خود را به دست گرفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما شورشیان از سال 199 تا کنون کنترل خود را بدون کنترل انجام داده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Uncontested mayoral elections are becoming an Orlando tradition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتخابات شهرداری uncontested به سنت اورلاندو تبدیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتخابات شهرداری بدون تردید تبدیل به یک سنت اورلاندو می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. "This seems to confirm the unanimous and uncontested tradition that these are the mortal remains of Paul the apostle, " he said, adding that the discovery "fills our souls with great emotion".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او گفت: \"به نظر می‌رسد که این موضوع به اتفاق آرا و بی‌چون و چرای بی‌چون و چرا باقی مانده‌است، و افزود که این کشف\" روح ما را با احساسات عالی پر می‌کند \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وی گفت: �به نظر می رسد که این سنت متفق القول و بدون تردید تایید می شود که این ها باقی مانده پولس رسول است � وی افزود: کشف �روح ما را با احساسات فراوان� پر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Inflammation is not uncontested as a theory of aging. There are many competing hypotheses.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]التهاب بلامنازع از نظر تئوری پیری نیست فرضیات رقیب زیادی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]التهاب به عنوان یک نظریه پیری تردید ندارد بسیاری از فرضیه های رقابتی وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. If the MP or MPs in the uncontested constituencies, whether they are Single-Member Constituency or Group Representation Constituency, obtained less than 50% of valid vote, by-elections should be held.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر نماینده مجلس یا اعضای پارلمان در حوزه‌های انتخاباتی بی‌چون و چرا باشند، چه آن‌ها عضو نماینده واحد باشند یا نماینده گروه، که کم‌تر از ۵۰ % رای معتبر بدست آورد، انتخابات باید برگزار شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر نمایندگان مجلس و یا نمایندگان پارلمان در حوزه های انتخابی بدون رقابت، چه در حوزه انتخاباتی تک تک اعضاء و چه در انتخابات گروهی، کمتر از 50 درصد رأی معتبر بدست آورند، انتخابات باید برگزار شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. As we described earlier, an uncontested lock operation involves some setup and an atomic machine instruction.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همانطور که قبلا توضیح دادیم، عملیات قفل بی‌چون و چرا شامل چیدمان و دستور کار با ماشین اتمی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همان طور که پیشتر توضیح دادیم، یک عمل قفل بدون شک شامل برخی از تنظیمات و دستورالعمل ماشین اتمی می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Invincible uncontested top dog fencing, swordsmanship no one can break, and his life was lonely.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شکست‌ناپذیر top، شمشیر بازی، شمشیر بازی، و هیچ کسی نمیتونه شکست بخوره و زندگیش تنها بوده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نزاع و جدال ناپیوسته نجومی بزرگ سگ، شمشیربازی هیچ کس نمی تواند شکستن، و زندگی او تنها بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The uncontested facts in the case are that a gastroenterologist broke into the home of his former office nurse and mistress and gave her an injection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این مورد بی‌چون و چرا یک متخصص بیماری‌های معده و روده به خانه پرستار و معشوقه سابقش وارد شد و به او تزریق کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقایق بی قید و شرط در مورد این است که یک متخصص گوارش به خانه پرستار سابق دفتر و معشوقه خود را از دست داده و تزریق کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Debtors, creditors of claims recorded in Table uncontested claims, the people's court ruling confirmed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طبق ادعای دیوان محاکمات، سهام داران ادعاهایی که در جدول بی‌چون و چرا ثبت شده‌اند، تایید شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدهکاران، طلبکاران ادعایی که در جدول ذکر شده اند، ادعای دادگاه را تأیید کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Yao missed an uncontested dunk with four minutes left in the first quarter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یائو بدون گل کردن بی‌چون و چرای بی‌چون و چرا چهار دقیقه اول را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یو با یک چهارم نهایی در یک چهارم نهایی از دست رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It's hard to give a unified end uncontested definition of the term of scientific realism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ارایه یک هدف متحد بی‌چون و چرا از عبارت of علمی دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشوار است به تعریف بی حد و حصر یکپارچه از اصطلاح واقعگرایی علمی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. If your son is to rule, he must be uncontested.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]، اگه پسرت قانونی باشه اون باید \"uncontested\" باشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر فرزند شما حکومت کند، او باید بدون تردید باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی uncontested در دیکشنری تخصصی

[حقوق] بلامعارض، اعتراض نشده
[حقوق] حکمی که از آن پژوهش خواسته نشده باشد

معنی کلمه uncontested به انگلیسی

uncontested
• not contested, without opposition, without resistance

uncontested را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Mahsa ٢١:٥٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٩
غیر قابل انکار
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٨:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
بلامنازع
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی uncontested
کلمه : uncontested
املای فارسی : یونکنتستد
اشتباه تایپی : عدزخدفثسفثی
عکس uncontested : در گوگل


آیا معنی uncontested مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )