برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

uncountable

بررسی کلمه uncountable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of countable.
مشابه: myriad

واژه uncountable در جمله های نمونه

1. usually, "less" is used for uncountable nouns and "fewer" for countable nouns
معمولا "less" برای اسم‌های غیر قابل شمارش و "fewer" برای اسم‌های قابل شمارش به کار می‌رود.

2. Abstract nouns are usually uncountable nouns in English.
[ترجمه ترگمان]اسم‌های انتزاعی معمولا اسم‌های غیرقابل شمارش در زبان انگلیسی هستند
[ترجمه گوگل]اسامی مقدماتی معمولا اسمهای نامشخص انگلیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. What a terrible noise! It can be uncountable:Try not to make so much noise.
[ترجمه ترگمان]چه سر و صدایی! ممکن است غیرقابل شمارش باشد: سعی کنید سر و صدا نکنید
[ترجمه گوگل]سر و صدا وحشتناک! این می تواند غیر قابل شمارش باشد سعی نکنید سر و صدای زیاد ایجاد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Over time, we have had uncountable excesses, broken hearts and homes.
[ترجمه ترگمان]در طول زمان، ما تندروی، قلب‌های شکسته و خانه‌ها را متحمل شده‌ایم
[ترجمه گوگل]با گذشت زمان، ما بیش از حد بی حد و حصر، دل شکسته و خانه ها داشته ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی uncountable در دیکشنری تخصصی

uncountable
[ریاضیات] تعریف ناپذیر، شمارش ناپذیر، ناشمارا
[زمین شناسی] مجموعه ناشمارا
[ریاضیات] مجموعه ی نا شمارا
[آمار] مجموعه ناشمارا

معنی کلمه uncountable به انگلیسی

uncountable
• cannot be counted, whose precise number cannot be known; large beyond measure
uncountable noun
• an uncountable noun is the same as an uncount noun.

uncountable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شکیلا
غیرقابل شمارش
حسین رحمانی
بی‌شمار
😊😊😊
قابل شمارش نیست
Ayda
به ندرت
Aynaz
غیر قابل شمردن
Kiana
غیر قابل شمارش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی uncountable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )