برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1286 100 1

underneath

/ˌəndərˈniːθ/ /ˌʌndəˈniːθ/

معنی: پایین، پایین، زیرین، در زیر، پایین، از زیر
معانی دیگر: تحت، در بخش پایین، قسمت تحتانی، تحتانی، پایینی

بررسی کلمه underneath

حرف اضافه ( preposition )
(1) تعریف: below or beneath, esp. directly under.

- Homeless people are living underneath the bridge.
[ترجمه ترگمان] مردم بی‌خانمان زیر پل زندگی میکنن
[ترجمه گوگل] افراد بی خانمان زیر پل زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- There were pieces of tomato underneath the lettuce leaves.
[ترجمه ترگمان] در زیر برگ کاهو یک گوجه‌فرنگی دیده می‌شد
[ترجمه گوگل] قطعات گوجه فرنگی در زیر برگ های کاهو وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She was warm underneath the covers.
[ترجمه ترگمان] زیر پتو گرم بود
[ترجمه گوگل] زیر زیر پوشش گرم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: under the authority of; subordinate to.

- He was a staffer who worked underneath the mayor.
[ترجمه ترگمان] اون یکی از s ...

واژه underneath در جمله های نمونه

1. underneath that veneer of friendship there was intense hostility
در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.

2. the underneath meaning of this poem
معنی نهفته این شعر

3. paint the underneath of the table
زیر میز را رنگ بزنید.

4. the country seemed quiet, but underneath discontent was fermenting
کشور ظاهرا آرام به نظر می‌آمد،ولی نارضایتی در باطن در حال غلیان بود.

5. they kept the prisoners in a dungeon underneath the castle
زندانیان را در دخمه‌ای در زیر قلعه نگه‌داری می‌کردند.

6. a column of figures with the totals given underneath
ستونی از ارقام که جمع آنها در زیر داده شده است

7. This jacket's too big, even with a sweater underneath.
[ترجمه ترگمان]این ژاکت خیلی بزرگه، حتی با یه پلیور زیرش
[ترجمه گوگل]این ژاکت خیلی بزرگ است، حتی با یک ژاکت در زیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He got out of the car and looked underneath.
[ترجمه ترگمان]از ماشین پیاده شد و به پایین نگاه کرد
[ترجمه گوگل]او از ماشین بیرون آمد و زیر را نگاه کرد
[ترجمه شما] ...

مترادف underneath

پایین (اسم)
bottom , low , underneath , down
پایین (صفت)
bottom , nether , low , underneath , down , downward
زیرین (صفت)
next , following , under , underneath , downward
در زیر (قید)
below , under , beneath , underneath , hereunder
پایین (قید)
low , below , beneath , underneath , down , downward , downwards
از زیر (قید)
beneath , underneath

معنی underneath در دیکشنری تخصصی

underneath
[عمران و معماری] از زیر نقب زدن
[نساجی] درزیر-پایین

معنی کلمه underneath به انگلیسی

underneath
• lower, below; disguised
• under, beneath, below
• if one thing is underneath another, it is directly below or beneath it.
• the underneath part of something is the part which normally touches or faces the ground. attributive adjective or an adverb here but can also be used as a singular noun. e.g. the underneath of the car was covered with rust.
• you use underneath when talking about feelings and emotions that people do not show in their behaviour.

underneath را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اکبر شفقی
باطن ، نهفته
عماد
.Underneath, the film is a subtle examination of class and gender in Iranian society
همچنین در پس زمینه این فیلم نگاه ظریفی به طبقه اجتماعی و جنسیت وجود دارد.
Meysam
نزدیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی underneath
کلمه : underneath
املای فارسی : یوندرنیته
اشتباه تایپی : عدیثقدثشفا
عکس underneath : در گوگل

آیا معنی underneath مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )