برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1286 100 1

underpaid

واژه underpaid در جمله های نمونه

1. He complained of being underpaid.
[ترجمه ترگمان]او از کم بودن حقوق شکایت داشت
[ترجمه گوگل]او از کمبود حقوق شکایت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He underpaid me for the work .
[ترجمه ترگمان] اون واسه کار از من حقوق گرفت
[ترجمه گوگل]او برای کار به من تعلق گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Women are frequently underpaid for the work that they do.
[ترجمه ترگمان]زنان اغلب برای کاری که می‌کنند حقوقشان کم است
[ترجمه گوگل]زنان برای کارهایی که انجام می دهند، اغلب کمترین حقوق را دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The maintenance staff are grossly underpaid.
[ترجمه ترگمان]کارکنان تعمیر و نگهداری بسیار کم حقوق می‌گیرند
[ترجمه گوگل]کارکنان تعمیر و نگهداری به شدت کم هزینه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. N ...

معنی کلمه underpaid به انگلیسی

underpaid
• paid less that is required or deserved
• people who are underpaid are not paid enough money for the job that they do.

underpaid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
دستمزد کمتر
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Longman :
earning less money than you deserve for your work
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین MACMILLAN :
not earning enough money for work that you do
معنی گرفته شده از دیکشنری آنلاین Cambridge :
paid too little money for the work you do
داود ابراهیمی علمداری
ارزان قیمت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی underpaid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )