انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 892 100 1

underwrite

تلفظ underwrite
تلفظ underwrite به آمریکایی/ˈəndərˌraɪt/ تلفظ underwrite به انگلیسی/ˌʌndəˈraɪt/

معنی: تعهد کردن، امضاء کردن، در زیر سندی نوشتن
معانی دیگر: هزینه ی چیزی را تامین کردن، (قدیمی) زیر چیزی نوشتن، زیر نویس کردن، زیر نویسی کردن، (سهام و اوراق بهادار) پذیره نویسی کردن، (خرید سهام و غیره را در آینده) تعهد کردن، متقبل شدن، بیمه کردن، تضمین کردن، ضامن شدن، امضاکردن

بررسی کلمه underwrite

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: underwrites, underwriting, underwritten, underwrote
(1) تعریف: to assume financial responsibility or assure financial support for.
مترادف: back, sponsor, subsidize
مشابه: bankroll, capitalize, endorse, endow, finance, fund, patronize, stake, support

(2) تعریف: to insure, as by an insurance policy.
مترادف: cover, guarantee, guaranty, indemnify, insure, warrant
مشابه: insulate, protect

(3) تعریف: to assume liability up to (a specified amount).

(4) تعریف: to assume liability for specified losses by signing (an insurance policy).
مشابه: approve, docket, endorse, formalize, ratify, sign, subscribe, undersign, validate, warrant

(5) تعریف: to write under or at the end of; undersign.
مترادف: endorse, sign, undersign
مشابه: certify, initial, ratify, subscribe, witness

(6) تعریف: to endorse or concur with, by or as if by signing at the end of.
مترادف: approve, back, endorse, subscribe
مشابه: affirm, confirm, ratify, sign, substantiate, support, validate

(7) تعریف: to guarantee the sale of (a security) at an agreed price.
مشابه: certify, guarantee, warrant
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to engage in underwriting, esp. of insurance.
مترادف: insure
مشابه: contract

واژه underwrite در جمله های نمونه

1. the government will underwrite the costs
ترجمه دولت هزینه را تقبل خواهد کرد

2. No bank would be willing to underwrite such a loss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ بانکی حاضر نیست برای underwrite چنین چیزی را از دست بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ بانک نمی خواهد چنین زیانی را تحت پوشش قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The record company may underwrite the costs of a band's first tour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت سابقه ممکن است هزینه تور اول یک گروه را تقبل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت ضبط می تواند هزینه های یک تور گروه اول را تحت پوشش قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The government has agreed to underwrite the project with a grant of £5 million.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت موافقت کرده‌است که این پروژه را با کمک ۵ میلیون پوند انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت موافقت کرده است که پروژه را با مبلغ 5 میلیون پوند تأمین کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They have undertaken to underwrite a large proportion of the supermarket's deficits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها متعهد شده‌اند سهم بزرگی از کسری بودجه سوپر مارکت را تقبل کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها متعهد شده اند بخش بزرگی از نقدینگی سوپرمارکت را تأمین کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. A group of ten international banks is to underwrite and sell the bonds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروهی از ده بانک بین‌المللی متعهد به فروش و فروش اوراق‌قرضه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک گروه از ده بانک بین المللی این است که اوراق قرضه را تحت پوشش و فروش قرار دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The discount houses have a traditional undertaking to underwrite the whole of the Treasury bill tender.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خانه‌های تخفیف یک تعهد سنتی برای تعهد کل لایحه خزانه دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانه های تخفیف یک تعهد سنتی برای تضمین کامل مناقصه خزانه داری می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They were willing to underwrite, inpart, the construction of a ship with rotors as an auxiliary power source.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها مایل به ساخت یک کشتی با rotors به عنوان یک منبع قدرت کمکی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها تمایل داشتند ساخت یک کشتی با روتور را به عنوان یک منبع انرژی کمکی تأمین کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Two axioms underwrite Sereny's tireless sleuthing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو مورد از Sereny underwrite
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو تاکسی از سر خستگی خشن سرینی سرپیچی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. It also demanded that the Government immediately underwrite the total costs facing islanders and the local authority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین تقاضا کرد که دولت بلافاصله هزینه کلی جزیره نشینان و مقامات محلی را تقبل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین از دولت خواست که بلافاصله کل هزینه های ناشی از جزایر جزیره و مقامات محلی را تحت پوشش قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Grant foreign banks the right to underwrite bond on the same terms as local banks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعطای حق اوراق‌قرضه به بانک‌های خارجی به همان شرایط بانک‌های محلی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های خارجی را حق بنیاد گذاشتن بر اساس شرایط مشابه بانک های محلی قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. An insurance company or its branch may also underwrite freight insurance by way of underwriting insurance at another locality .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک شرکت بیمه و یا شعبه آن نیز ممکن است با بیمه قرارداد بیمه در محل دیگری، در اختیار بیمه باری قرار گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک شرکت بیمه یا شعبه آن نیز ممکن است بیمه حمل و نقل را تحت پوشش بیمه نامه بیمه در یک مکان دیگر قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Stock underwrite is paid highly in America, parts of the reasons are the high marketing cost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعهد سهام به شدت در آمریکا پرداخت می‌شود، که بخش‌هایی از این دلایل هزینه بازاریابی بالا هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تحریم سهام در آمریکا به شدت پرداخت می شود، بخشی از دلایل هزینه های بالای بازاریابی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Article 24 To underwrite securities, a securities company shall examine the truthfulness, accuracy and completeness of the public offer documents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماده ۲۴ برای تعهد به اوراق بهادار، یک شرکت اوراق بهادار باید صحت، صحت و کامل بودن اسناد ارائه خدمات عمومی را بررسی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماده 24 برای تأمین اوراق بهادار، یک شرکت اوراق بهادار باید حقیقت، دقت و کامل بودن اسناد پیشنهاد عمومی را بررسی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. National banks can package their own mortgages and underwrite them as securities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌های ملی می‌توانند وام‌های خود را بسته و آن‌ها را به عنوان وثیقه امضا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های ملی می توانند وام های خود را بسته و آنها را به عنوان اوراق بهادار سپرده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف underwrite

تعهد کردن (فعل)
undertake , guarantee , underwrite
امضاء کردن (فعل)
sign , underwrite , undersign
در زیر سندی نوشتن (فعل)
underwrite

معنی underwrite در دیکشنری تخصصی

underwrite
[حقوق] متقبل هزینه شدن، تضمین خسارت کردن، بیمه کردن، تضمین خرید اوراق بهادار

معنی کلمه underwrite به انگلیسی

underwrite
• give one's signature and thus receive liability; financially sponsor, support through donations; guarantee the sale of shares (finance); provide insurance; write underneath or at the end of (a document)
• if you underwrite an activity or underwrite the cost of it, you agree to provide any money that is needed to cover losses or to buy special equipment; a technical term.

underwrite را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی underwrite

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
متضمن چيزي يا كسي بودن
|

پیشنهاد شما درباره معنی underwrite



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی underwrite
کلمه : underwrite
املای فارسی : یوندروریت
اشتباه تایپی : عدیثقصقهفث
عکس underwrite : در گوگل


آیا معنی underwrite مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )