برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1351 100 1

undulating

واژه undulating در جمله های نمونه

1. the breeze and the undulating surface of the lake
نسیم و سطح مواج دریاچه

معنی undulating در دیکشنری تخصصی

undulating
[خاک شناسی] پستی وبلندی کم ومواج
[زمین شناسی] چین مواج - یک چین فرعی که رئوس گرد شده دارد. چینی که طبقات آن به فرورفتگی ها و برجستگی هایی خمیده شده است.
[آب و خاک] سطح ناهموار
[نساجی] سرژه موجی یا منحنی

undulating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غافل
حرکات ظریف و خرامان بانوان نیز در متون انگلیسی با این واژه بیان شده
یونس
موجی
مژده
مواج، ناصاف
مرضیه ابراهیمی
ناهموار، متخلخل
رضوان رضوان طلب
موجدار، مواج، موجی شکل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی undulating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )