انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 891 100 1

بررسی کلمه unfashionable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of fashionable.
متضاد: chic, fashionable, hot, smart, stylish, trendy
مشابه: dated, obsolete, out of date, outmoded

واژه unfashionable در جمله های نمونه

1. She lived in a rather unfashionable part of London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در قسمتی از شهر لندن زندگی می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در یک بخش نسبتا غیرمعمول از لندن زندگی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Wearing fur has become deeply unfashionable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پوشیدن خز از مد افتاده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوسته پوشیده شده به طور عمیق غیرمجاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The couple hold the unfashionable view that marriage is a sacred union.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این زوج این دیدگاه را دارند که ازدواج یک اتحاد مقدس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زن و شوهر دیدگاه غیرمعمول دارند که ازدواج یک اتحاد مقدس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They live in an unfashionable part of London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در یک بخش قدیمی از شهر لندن زندگی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در بخش غیرمولد لندن زندگی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. His views may be unfashionable but he deserves a hearing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شاید عقاید او از مد افتاده باشد، اما شایسته شنیدن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیدگاه های او ممکن است غیرمعمول باشد، اما او شایستۀ شنیدن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. His clothes are old and unfashionable, but nevertheless he has a real touch of class.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لباس‌هایش کهنه و قدیمی است، اما با وجود این یک کلاس واقعی دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لباس های او قدیمی و غیرمجاز است، اما با این حال او لمس واقعی کلاس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. There he worked on the unfashionable inorganic chemistry; his science was always to be on the boundary of physics and chemistry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آنجا شیمی معدنی از مد افتاده کار می‌کرد؛ علم او همواره در مرز فیزیک و شیمی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در شیمی شیمی غیرمجاز شیمیایی کار می کرد؛ علم او همیشه در مرز فیزیک و شیمی بوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She told him she lived in the unfashionable district of Harlesden in north-west London.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به او گفت که در محله قدیمی Harlesden در شمال غربی لندن زندگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به او گفت که او در ناحیه غیرمعمول Harlesden در شمال غربی لندن زندگی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I have no use for second-hand books and unfashionable clothes and bits of ornament.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از کتاب‌های دست‌دوم و لباس‌های مد شده و bits استفاده نمی‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من برای کتاب های دست دوم و لباس های غیر مدرن و بیت های تزئینی استفاده نمی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Whoever placed her feet, in their unfashionable lace-up shoes, left one askew, giving her a knock-kneed appearance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کسی که پاهایش را در آن کفش‌های lace که به آن جا گذاشته بود قرار داده بود، یکی کج شده بود و او را به شکلی کج و معوج به او داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر کسی که پای خود را در کفشهای توری خود غیرمعمول قرار داده است، یک چرک را ترک کرد، و به او ظاهر ضربه زدن زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Socialism became unfashionable after the collapse of the Berlin Wall.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوسیالیسم پس از فروپاشی دیوار برلین متداول شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوسیالیسم پس از فروپاشی دیوار برلین غیرممکن شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Smoking has become very unfashionable in the last ten years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سیگار کشیدن در ده سال اخیر بسیار از مد افتاده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سیگار کشیدن در ده سال گذشته خیلی غیرمنتظره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Comparative anatomy, however, is an unfashionable science in the West today.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، آناتومی مقایسه‌ای یک علم مد شده در غرب است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، آناتومی تطبیقی ​​امروزه علم غیرواقعی در غرب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. There would be hordes of mourners in very unfashionable black.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعداد زیادی عزادار در آن جا به چشم می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انبوهی از فرشتگان در سیاه و سفید بسیار غیرمنتظره خواهند بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Instinct has become unfashionable because of its association with an erroneous theory of development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر به دلیل ارتباط آن با نظریه نادرست توسعه، از مد افتاده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غریزه به دلیل ارتباط آن با تئوری نادرست توسعه غیرمنتظره شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه unfashionable به انگلیسی

unfashionable
• not fashionable, not stylish
• if something is unfashionable, it is not fashionable or popular.

unfashionable را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی unfashionable

Arezou Mhn ١١:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
قدیمی، از مُد افتاده، نامعمول، نامتداول، نامرسوم
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٦ - ١٣٩٧/٠٦/٢٤
نامتعارف
|

Saeideh ١٨:١٠ - ١٣٩٧/١١/١١
غیر معمول
|

پیشنهاد شما درباره معنی unfashionable



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی unfashionable مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )