برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1328 100 1

uninsured

بررسی کلمه uninsured

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of insured.

واژه uninsured در جمله های نمونه

1. the collection of automobile judgements from uninsured motorists
گردآوری جریمه‌های اتومبیل از رانندگان بدون بیمه

2. Mazzocchi said taxes to buy insurance for the uninsured would be a windfall for the insurance industry.
[ترجمه ترگمان]Mazzocchi گفت که مالیات برای بیمه افراد فاقد بیمه یک ثروت بادآورده برای صنعت بیمه خواهد بود
[ترجمه گوگل]Mazzocchi گفت که مالیات برای خرید بیمه برای بیمه نشده خواهد بود windfall برای صنعت بیمه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. How about injuries to you by an uninsured motorist?
[ترجمه ترگمان]یک راننده فاقد بیمه چطور به شما آسیب می‌رساند؟
[ترجمه گوگل]چگونه در مورد آسیب های ناشی از رانندگان بیمه نشده، چگونه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Many, it has emerged, will be uninsured or under-insured adding to the misery already suffered.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آن‌ها پدیدار شده‌اند، بیمه نشده یا تحت بیمه عمر کرده و به این بدبختی افزوده‌اند که قبلا آسیب‌دیده اند
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنها ظهور کرده اند، بیمه نمی شوند و یا بیمه های تحت پوشش خود را اضافه می کنند و به مصیبت هایی که در حال حاضر رنج می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویس ...

معنی کلمه uninsured به انگلیسی

uninsured
• not covered by insurance

uninsured را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه
بدون بیمه
سجاد صالحی
فاقد بیمه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی uninsured مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )