برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

unionization

واژه unionization در جمله های نمونه

1. Increasing unionization led to demands for higher wages and shorter hours.
[ترجمه ترگمان]افزایش بهره‌وری منجر به تقاضا برای دست‌مزد بیشتر و ساعات کوتاه‌تر شد
[ترجمه گوگل]افزایش اتحادیه های کارگری منجر به تقاضای افزایش دستمزد و ساعات کمتر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The issue underlying the strike was unionization.
[ترجمه ترگمان]موضوع اصلی اعتصاب، unionization بود
[ترجمه گوگل]مسئله اصلی اعتصاب اتحادیه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Britain's high degree of unionization accentuates the problem.
[ترجمه ترگمان]درجه بالای unionization بر این مساله تاکید دارد
[ترجمه گوگل]درجه بالایی از انگیزه اتحادیه های کارگری این مشکل را تشدید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Another cause of long - term unemployment is unionization.
[ترجمه ترگمان]دلیل دیگر بیکاری طولانی‌مدت unionization است
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از علل بیکاری بلند مدت اتحادیه است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه unionization به انگلیسی

unionization
• state of being organized into a labor union (also unionisation)

unionization را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید پرهام
تشکیل اتحادیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unionization مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )