برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1327 100 1

unperceived

بررسی کلمه unperceived

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of perceived.

واژه unperceived در جمله های نمونه

1. These forces were unperceived and there was no understanding of what to do in counterbalance to rectify the loss.
[ترجمه ترگمان]این نیروها از این نظر پنهان بودند و هیچ درکی از آنچه در مقابل اصلاح و برطرف کردن اتلاف وجود نداشت وجود نداشت
[ترجمه گوگل]این نیروها غیرقابل قبول بودند و درک درستی از آنچه باید در جهت مقابله با از بین بردن آن انجام شود وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This universe existed in the shape of darkness, unperceived, destitute of distinctive marks, unattainable by reasoning, unknowable, wholly immersed, as it were, in deep sleep.
[ترجمه ترگمان]این جهان در شکل تاریکی وجود داشت، بی آن که از نشانه‌های متمایز محروم شده باشد، غیرقابل فهم بود، غیرقابل فهم بود، آنچنان که در خواب عمیق غوطه‌ور بود
[ترجمه گوگل]این جهان در قالب تاریکی، غیر قابل درک، ناسازگار از علامت های متمایز وجود داشت، که با استدلال، غیر قابل شناخت بودن، کاملا عمیق در خواب عمیق غوطه ور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A healthy body, a healthy mind live largely unperceived by their owner; only occasionally, through pain or suffering they call for attention and insight.
[ترجمه ترگمان]بدن سالم، ذهن سالم تا حد زیادی توسط صاحب آن‌ها به چشم می‌خورد؛ تنها گاهی اوقات از طریق درد یا رنجی که آن‌ها برای توجه و بینش به آن نیاز دارند
[ترجمه گوگل ...

unperceived را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
نامحسوس، نامشهود، ناملموس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unperceived مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )