برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1275 100 1

unquestioningly

واژه unquestioningly در جمله های نمونه

1. They accepted unquestioningly the rules he had laid down.
[ترجمه ترگمان]قوانینی که روی زمین گذاشته بود را پذیرفتند
[ترجمه گوگل]آنها بدون قید و شرط قوانینی را که او گذاشته بودند پذیرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That Storni accepted unquestioningly a poetic vocation for herself, clearly emerges from a reading of La inquietud del rosal.
[ترجمه ترگمان]این Storni، چیزی را به عنوان یک حرفه شاعرانه برای خود پذیرفته، و به وضوح از کتابی از La inquietud دل rosal نشات می‌گیرد
[ترجمه گوگل]که Storni unquestioningly پذیرش شاعرانه برای خود، به وضوح از خواندن La Inquietud del rosal ظاهر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She supported him unquestioningly.
[ترجمه ترگمان] اون از اون حمایت کرد
[ترجمه گوگل]او بدون هیچ مشکلی از او حمایت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It gives them a power that shouldn't be unquestioningly afforded to any individual.
[ترجمه ترگمان]این به آن‌ها قدرتی می‌دهد که نباید مستقیما به هر فرد ...

معنی کلمه unquestioningly به انگلیسی

unquestioningly
• beyond a doubt, without a question

unquestioningly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
بی تردید، بدون شک،‌ با قاطعیت
فرهاد سليمان‌نژاد
بی‌چون‌وچرا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unquestioningly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )