انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 982 100 1

unsparingly

تلفظ unsparingly
تلفظ unsparingly به آمریکایی تلفظ unsparingly به انگلیسی

واژه unsparingly در جمله های نمونه

1. He drove himself unsparingly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از روی unsparingly گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را بی رحم خود رانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He let his camera rest unsparingly on faces until all masks dissolved, and the lips and the eyes seemed to express some unaffected truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از روی صورت‌ها لغزید و روی صورت‌ها افتاد، تا اینکه همه masks از بین رفت و لب‌ها و چشم‌ها به نظر می‌رسید که یک حقیقت صادقانه را بیان کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او اجازه داد که دوربین خود را بطور ناخوشایند در چهره بماند تا زمانی که تمام ماسکها حل شود، و لبها و چشمها به نظر میرسد حقیقت نامطلوب را بیان میکنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Despite her limited possessions, she would give unsparingly to the church and other people in need.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود دارایی‌های محدود او، او به کلیسا و افراد دیگر نیاز داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود اموال محدودش، او به کلیسا و دیگر افرادی که نیاز دارند ناراضی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She gives unsparingly to returning veterans' causes and hospitals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به unsparingly اجازه بازگشت به علل و بیمارستان‌ها را می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به دردسر دادن به علل و بیمارستان های جانبازان می پردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Remember, you don't have to DO anything right now, you just have to see the truth of your life with an unsparingly honest eye.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادت باشه، تو نباید الان کاری انجام بدی، فقط باید حقیقت زندگی ات رو با یک چشم صادقانه ببینی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به یاد داشته باشید، شما مجبور نیستید هر چیزی را در حال حاضر انجام دهید، فقط باید حقیقت زندگی خود را با چشم غیر قابل تصور ببینید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It fades the pictures, bleaches out the curtains, and falls unsparingly on driftwood and part-painted furniture as advertised in Coast magazine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تصویر، تصاویر را محو می‌کند، پرده‌ها را کنار می‌زند و روی تخته خرده چوب و مبلمان نقاشی شده که در مجله ساحلی تبلیغ می‌شود قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تصاویر را از بین می برد، پرده ها را سفید می کند و به طور ناخودآگاه روی درخت و مبلمان رنگ آمیزی که در مجله ساحلی تبلیغ می شود، افت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You are Beings of unlimited Love and Light, and we simply ask that you use it unsparingly and equally to all souls regardless.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما موجودات عشق نامحدود و نور نامحدود هستید، و ما به سادگی از آن می‌خواهیم که از آن استفاده کنید و به همان اندازه برای همه افراد بدون در نظر گرفتن همه جان‌ها به همان اندازه استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما عالم هستی از عشق و نور نامحدود هستید و ما به سادگی می خواهیم که بدون در نظر گرفتن آن به طور غیرمعمول و به همان اندازه برای همه ارواح از آن استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Learning and growing require a willingness to look honestly and unsparingly at our shortcomings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یادگیری و رشد به تمایل به نگاه صادقانه و unsparingly به کاستی‌های خود نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یادگیری و رشد نیاز به تمایل به صادقانه و ناامید کننده در کمبودهای ما
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Through dialogue, flashbacks, and stories, Hemingway offers telling and vivid profiles of the Spanish character and unsparingly depicts the cruelty and inhumanity stirred up by the civil war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از طریق گفتگو، flashbacks و داستان‌ها، همینگوی به نقل و گزارش صریح شخصیت اسپانیایی می‌پردازد و unsparingly نشان‌دهنده بی‌رحمی و بی‌عاطفگی ناشی از جنگ داخلی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیمینگوی از طریق گفت و گو، فریبگا، و داستان ها، پروفایل های شگفت انگیزی از شخصیت اسپانیایی را ارائه می دهد و بی رحمانه نشان می دهد که ظلم و بی عدالتی که توسط جنگ داخلی مطرح شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه unsparingly به انگلیسی

unsparingly
• unmercifully, unpityingly; generously, not stingily

unsparingly را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی unsparingly

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٢٢ - ١٣٩٦/١١/٠١
سخاوتمندانه، بي‌مضايقه، بي‌دريغ، بي‌رحمانه، سنگدلانه
|

پیشنهاد شما درباره معنی unsparingly



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی unsparingly مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )