برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1316 100 1

unsupported

بررسی کلمه unsupported

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of supported.
مشابه: unfounded

واژه unsupported در جمله های نمونه

1. Most of the report consists of generalized observations, unsupported by dates, names and times.
[ترجمه ترگمان]بیشتر این گزارش شامل مشاهدات کلی، پشتیبانی نشده از تاریخ، نام و زمان است
[ترجمه گوگل]اکثر این گزارش شامل مشاهدات عمومی است، که توسط تاریخ، اسم و زمان پشتیبانی نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a theory unsupported by evidence.
[ترجمه ترگمان]این یه تئوری ثابت بود که به وسیله شواهد بدست اومده
[ترجمه گوگل]این یک نظریه است که توسط شواهد تأیید نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His book is just a ragbag of unsupported opinions.
[ترجمه ترگمان]کتاب او فقط a از عقاید پشتیبانی نشده است
[ترجمه گوگل]کتاب او فقط یک رگبار از نظرات غیرقابل پشتیبانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sections of the structure have been left unsupported.
[ترجمه ترگمان]بخش‌های ساختار پشتیبانی نمی‌شود
[ترجمه گوگل]بخش هایی از ساختار پشتیبانی نشده است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه unsupported به انگلیسی

unsupported
• not supported; not substantiated; not having backing
• a statement or theory that is unsupported is not supported by any evidence which proves that it is true or correct.
• someone who is unsupported does not have anyone such as a husband or wife to provide them with money and the things they need.
• someone or something that is unsupported is not being physically supported or held up by anything.

unsupported را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

AUB
بدون پشتوانه
Hadi
دستگاه غیر قابل پشتیبانی
وحید
device not supported
Amirreza
دستگاه بدون پشتیبانی
.....
اگ من میدونستم چرا بزنم گوگل
آرام
بی اساس - بی پایه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unsupported مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )