انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 895 100 1

بررسی کلمه untouched

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not touched or never touched.

- She left her dessert untouched.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دسر را دست‌نخورده باقی گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او دسر خود را دست نخورده ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: unaltered or undisturbed; intact; pure.

- untouched woodlands
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] woodlands دست‌نخورده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] جنگل های دست نخورده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: not reached emotionally; unmoved.

- He was untouched by her pleas for help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تقاضای کمک او را از دست داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او با درخواست های او برای کمک تماس گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه untouched در جمله های نمونه

1. the letters lay untouched on her table
ترجمه نامه‌ها دست نخورده روی میزش قرار داشتند.

2. She sent back her breakfast tray untouched.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سینی صبحانه‌اش را که دست‌نخورده باقی مانده بود، فرستاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سینی صبحانه خود را دست نخورده فرستاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Asian airlines remain untouched by the deregulation that has swept America.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خطوط هوایی آسیایی توسط مقررات‌زدایی که آمریکا را فرا گرفته‌است، دست‌نخورده باقی مانده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خطوط هوایی آسیا با توجه به قوانین رفع شده که آمریکا را زیر پا گذاشته است، باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Most of the east coast remains mercifully untouched by tourism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بخش اعظم سواحل شرقی از نظر گردشگری دست‌نخورده باقی مانده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر ساحل شرقی باقی می ماند محترمانه با گردشگری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The miser was untouched by the poor man's story.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرد خسیس داستان مرد بیچاره را دست‌نخورده یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدبختانه داستان داستان فقیر دست نخورده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She leaves her capital untouched in the bank and lives off the interest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پایتخت خود را در بانک دست‌نخورده باقی می‌گذارد و سود را از دست می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سرمایه خود را در بانک نگه می دارد و در بهره وری زندگی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He seemed untouched by her sarcasm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که از طعنه زن دست‌نخورده مانده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به نظر می رسد با سارکوزش او دست نخورده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Ducie is one of the world's last untouched islands, nearly 000km from Australia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Ducie یکی از آخرین جزایر دست‌نخورده در حدود ۰۰۰ کیلومتر از استرالیا است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Ducie یکی از آخرین جزایر ناپدید شده در جهان است، نزدیک به 000 کیلومتر از استرالیا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He rose from the table, leaving his brandy untouched .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از روی میز برخاست و براندی را دست‌نخورده باقی گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از روی میز بلند شد و کنجد خود را دست نخورده گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The area has remained relatively untouched by commercial development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این منطقه نسبتا با توسعه تجاری دست‌نخورده باقی مانده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این منطقه با توسعۀ تجاری نسبتا دست نخورده باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Everything in the house seemed old and untouched, like relics of an ancient time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه چیز در خانه قدیمی و دست‌نخورده به نظر می‌رسید، مثل آثار باستانی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه چیز در خانه به نظر می رسید قدیمی و دست نخورده، مانند آثار تاریخ باستان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. These beautiful old towns have remained relatively untouched by tourism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شهرهای زیبا به نسبت گردشگری نسبتا دست‌نخورده باقی مانده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شهر های زیبا قدیمی با توجه به گردشگری باقی مانده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Some buildings had remained untouched by the explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از ساختمان‌ها در اثر انفجار دست‌نخورده باقی مانده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از ساختمان ها با انفجار دست نخورده باقی مانده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. For centuries the country remained untouched by outside influences .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کشور برای قرن‌ها تحت‌تاثیر تاثیرات خارجی قرار نگرفته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای قرن ها کشور با تأثیرات بیرونی باقی مانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه untouched به انگلیسی

untouched
• not touched, not changed
• something that is untouched has not been changed, moved, or damaged in any way.
• if a meal is untouched, none of it has been eaten.

untouched را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی untouched

صنم قانع پور ١٣:٢٥ - ١٣٩٦/١١/٠٢
1. بدون آسیب و در امان مانده؛ بدون تغییر، کامل
2. غذای دست نخورده (خورده نشده)
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
مصون، محفوظ، در امان، دست‌نخورد، بكر
|

پیشنهاد شما درباره معنی untouched



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی untouched
کلمه : untouched
املای فارسی : یونتوچد
اشتباه تایپی : عدفخعزاثی
عکس untouched : در گوگل


آیا معنی untouched مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )