برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1316 100 1

unverified

واژه unverified در جمله های نمونه

1. All rumours were thoroughly checked and omitted if unverified.
[ترجمه ترگمان]اگر تایید نشده بود، تمام شایعات به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت و از آن حذف شد
[ترجمه گوگل]تمام شایعات در صورت عدم تایید، کاملا بررسی و حذف شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. For that which is unverified today may be verified tomorrow.
[ترجمه ترگمان]برای آن که امروز تایید نشده است، ممکن است فردا تایید شود
[ترجمه گوگل]برای آنچه امروز تایید نشده است ممکن است فردا تأیید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. These unverified statements are repeatedly as evidence over a lengthy period of 20 years.
[ترجمه ترگمان]این اظهارات تایید نشده بارها در طول یک دوره طولانی ۲۰ ساله شهادت می‌دهند
[ترجمه گوگل]این بیانیه های تایید نشده بارها و بارها به عنوان مدرکی بیش از یک دوره طولانی از 20 سال گذشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some unverified reports out of Marquez's camp suggest that the added bulk has slowed him down enough to concern his trainer Nacho Beristain.
[ترجمه ترگ ...

معنی کلمه unverified به انگلیسی

unverified
• unproven, unsubstantiated, unchecked
unverified information
• knowledge that has not been confirmed as being authentic

unverified را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد خوش‌خلقت
پذیرش‌نشده
مهسا امینی
غیرمستند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unverified مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )