برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1224 100 1

unwittingly


ندانسته، سهوا، اشتباها

واژه unwittingly در جمله های نمونه

1. My remarks about divorce had unwittingly touched a raw nerve.
[ترجمه ترگمان]remarks راجع به طلاق، ناخواسته به یک عصب خام دست زده بود
[ترجمه گوگل]اظهارات من در مورد طلاق ناخواسته یک عصب خام را لمس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was unwittingly caught up in the confrontation.
[ترجمه ترگمان]او ناآگاهانه درگیر رویارویی شد
[ترجمه گوگل]او ناخواسته در رویارویی گرفتار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. People hate those who unwittingly harm the cause of peace.
[ترجمه ترگمان]مردم از کسانی که ناخواسته به علت صلح آسیب رسانده‌اند نفرت دارند
[ترجمه گوگل]مردم از کسانی که به طور ناخواسته به علت صلح آسیب می رسانند نفرت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She had broken the law unwittingly, but still she had broken it.
[ترجمه ترگمان]او ندانسته قانون را شکسته بود، اما با این حال آن را شکسته بود
[ترجمه گوگل]او قانون را ناخواسته شکسته بود، اما هنوز او را شکسته بود
[ترجمه شما] ...

معنی unwittingly در دیکشنری تخصصی

unwittingly
[حقوق] من غیر عمد، بدون علم و اطلاع، غیر تعمدی

معنی کلمه unwittingly به انگلیسی

unwittingly
• while unaware

unwittingly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amirreza2000A
ندانسته، ناخواسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unwittingly
کلمه : unwittingly
املای فارسی : یونویتینگلی
اشتباه تایپی : عدصهففهدلمغ
عکس unwittingly : در گوگل

آیا معنی unwittingly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )