برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1352 100 1

up against


(عامیانه) در مقابل، رو در روی

واژه up against در جمله های نمونه

1. I brushed up against the door, and some of the wet paint came off onto my coat.
[ترجمه ترگمان]به در تکیه دادم و چند تا از رنگ مرطوب روی کتم پرید
[ترجمه گوگل]من بر روی درب زدیم و برخی از رنگ مرطوب بر روی کت من خاموش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were brought up against unexpected delays.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها را به تاخیر انداخته بودند
[ترجمه گوگل]آنها در برابر تاخیرهای غیر منتظره آورده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Things were working well when we were brought up against unexpected delays.
[ترجمه ترگمان]وقتی با تاخیره‌ای غیر منتظره‌ای مواجه شدیم، اوضاع خوب پیش می‌رفت
[ترجمه گوگل]هنگامی که ما در برابر تاخیرهای غیر منتظره به سر می بریم، کارها خوب کار می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You've all ganged up against me, it's not fair.
[ترجمه ترگمان]شما همه با من مبارزه کردید، این عادلانه نیست
[ترجمه گوگل]شما همه را در برابر من مقاومت کرده اید، منصفانه نیست
[ترجمه شما] ...

معنی عبارات مرتبط با up against به فارسی

(عامیانه) دچار مشکلات (به ویژه مشکلات مالی)
(اتفاقا به کسی) برخوردن، تصادفا ملاقات کردن

معنی کلمه up against به انگلیسی

up against
• face to face; destined to -
up against a stone wall
• in trouble, in a difficult situation, in a bind
bump up against
• collide against, come up against forcefully
came up against
• rebelled against, was in opposition to
come up against
• encounter (a difficult problem); meet with (difficulties, hardship, etc.)
stack up against
• be piled against, be heaped against

up against را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
در مواجهه با، مواجه با (یک مسئله جدی یا یک مشکل)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی up against
کلمه : up against
املای فارسی : آاپ اگینست
اشتباه تایپی : عح شلشهدسف
عکس up against : در گوگل

آیا معنی up against مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )