انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1082 100 1

urn

تلفظ urn
تلفظ urn به آمریکایی/ˈɜːrn/ تلفظ urn به انگلیسی/ɜːn/

معنی: کوزه، گلدان
معانی دیگر: گلدان (به ویژه گلدان پایه دار)، بستو (به ویژه برای نگهداری خاکستر مرده)، سبو، ظرف شیردار برای ساختن قهوه، قهوه جوش بزرگ، گلدان یا ظرف محتوی خاکستر مرده

بررسی کلمه urn

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large vase, usu. with a pedestal or base.

(2) تعریف: a vase used to hold the ashes of a cremated person.

(3) تعریف: a metal container with a spigot, used for making and serving tea, coffee, or the like.

واژه urn در جمله های نمونه

1. Then he gently shook the urn, so that the contents would spill out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس به آرامی گلدان را تکان داد تا محتویات آن بیرون بریزد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس او به آرامی urn را تکان داد، به طوری که محتویات از بین میرود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The urn was unearthed entire.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلدان سنگی از زیر خاک بیرون آمده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]urn کل کشف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He turned the open mouth of the urn toward the light and peered in.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دهانه آتش را به سمت نور چرخاند و به داخل آن نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دهان باز را به سمت نور تغییر داد و به داخل آن نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. In the new workplace, all those with minim urn workplace literacy will be quickly hired, possibly at exaggerated salaries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در محل کار جدید، همه کسانی که با سواد در محل کار هستند به سرعت استخدام خواهند شد، احتمالا با حقوق گزاف
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در محل کار جدید، همه افرادی که سواد کارآموزی حداقل را دارند، به سرعت استخدام می شوند، احتمالا در حقوق زیاد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Then, the top of the urn gave way and unscrewed as if it had been oiled.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس روی گلدان سنگی باز شد و در آن را باز کرد، انگار که روغن‌کاری شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس، بالا از urn به راه افتاد و شل شد، به طوری که اگر آن روغن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. These Urn terms the popular democratic forces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این Urn نیروهای دموکرات مردمی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این Urn نیروهای دموکراتیک محبوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The urn rattled brightly Seashells, he thought, remembering his time as a child at the gulf shore.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که زمان خود را مانند کودکی در ساحل خلیج به یاد می‌آورد، باخود گفت: گلدان سنگی به روشنی تکان می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او فکر کرد که اوور به عنوان یک کودک در ساحل خلیج در نظر گرفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Does that urn fall over and break later in the film?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا آن گلدان پس از پایان فیلم واژگون می‌شود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا این ورنه در فیلم می افتد و بعد از آن شکست می خورد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. A Victorian woman posed by an urn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک زن دوره ویکتوریایی که کنار گلدان قرار داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زن ویکتوریائی که توسط یورن ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. But put the jewels in an urn in your hall closet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما جواهرات را در کمد your بگذارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما جواهرات را در یخ در گنجه سالن خود قرار دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Mountains of bread rolls surrounded the urn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوهی از نان در میان گلدان قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کوه های رول نان احاطه شده به urn
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They set the urn in a hollow grave and piled great stones over it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلدان سنگی را روی آن کپه کردند و سنگ بزرگی روی آن کپه کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها را در قبر توخالی قرار داده و سنگهای سنگین را روی آن ریخته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The soup urn had a lonely look.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کوزه گلدان یک نگاه تنها داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرغ سوپ نگاه یکنواخت داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Eyes turned again to the tea urn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگاهش دوباره به گلدان سنگی چای برگشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چشم دوباره به اورنج چای تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Make sure you put my urn in the rose garden.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حواست باشه که گلدون منو بذاری تو باغ رز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که جوهر من را در باغ گل رز بگذارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف urn

کوزه (اسم)
pitcher , jug , cruse , urn , ewer
گلدان (اسم)
pot , vase , urn , jardiniere

معنی عبارات مرتبط با urn به فارسی

(مصر کهن) کوزه یا بستو که امعا و احشای جسد مومیایی شده را در آن قرار می دادند (canopic jar هم می گویند)

معنی urn در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] آوند
[ریاضیات] ظرف، آوند، کیسه
[آمار] آوند
[زمین شناسی] مدل آوندی
[ریاضیات] شمای کیسه گلوله ها، شمای آوند
[آمار] مدل آوندی
[ریاضیات] شماری آوند، شمای کیسه

معنی کلمه urn به انگلیسی

urn
• jar for ashes; decorative vase (especially one on an ornamental pedestal); container in which a large quantity of hot water (or tea or coffee) is held and can be poured out through a spout
electric urn
• electric kettle, metal urn in which water is heated by means of electricity
funeral urn
• container which holds the ashes from a cremated body
mortuary urn
• urn for keeping the ashes of a deceased person

urn را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ماندانا بهرامی ١١:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
باستان شناسی: خاکستردان
|

ماندانا بهرامی ١١:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٣
باستان شناسی: خاکستردان
|

Mahtab ١٢:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢١
کوزه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی urn
کلمه : urn
املای فارسی : یورن
اشتباه تایپی : عقد
عکس urn : در گوگل


آیا معنی urn مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )