برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

used to


(برای شرح عادت یا کار مکرر به کار می رود) عادت کرده، خوگرفته، مانوس

واژه used to در جمله های نمونه

1. What youth is used to, age remembers.
[ترجمه ترگمان]آنچه که جوانان به آن عادت دارند به خاطر دارد
[ترجمه گوگل]چه جوانانی استفاده می شود، سن یادآوری می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fodder crops are used to feed livestock.
[ترجمه ترگمان]محصولات کشاورزی برای تغذیه دام‌ها استفاده می‌شوند
[ترجمه گوگل]محصولات خوراکی برای خوراک دام استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Agriculture used to be the economic backbone of this country.
[ترجمه محمد] کشاورزی ستون فقرات اقتصاد این کشوربود
|
[ترجمه امین] کشاورزی قبلاً،ستون‌فقرات اقتصادی این کشور بود.|
[ترجمه ترگمان]کشاورزی به عنوان ستون اقتصادی این کشور مورد استفاده قرار می‌گرفت
...

معنی کلمه used to به انگلیسی

used to
• action that was accurate once but is not true at this time (e.g.: "her parents used to live in europe and now they live in the usa")
be used to
• be accustomed to, be familiar with
get used to
• become accustomed to
getting used to
• getting accustomed to, adjusting to, adapting to

used to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضوان
Used to. در جاهایی به معنی قبلا بکار میره
علی اکبر منصوری
سابقه داشته
کامبیز اخوان
قبلنا
مصطفی
قبلا /سابقا
حبيبي
عادت به كاري داشتن در گذشته
S
قبلنا
mrheydarnia
برای نشان دادن کاری در گذشته که الان ترک شده
I used to play tennis
سید علی موسوی اناری
بیشتر در متون آکادمیک و formalبه معنای " قبلا " هست
برقرار باشید و سبز🌷⚘.
zh
سابق
مونا کیان
به معنی عادت داشتن در حال حاضر هم می تواند باشد
Walking is good for my mother and she's used to it
پیاده روی برای مادر من خوبه و او به این عادت داره
Minhaj
عادت شدند
امیر
used to به معنی کار یا عملی که قبلا آن را انجام می دادیم ولی حالا آن را ترک کرده ایم
For example:
I used to read a book
I used to eat pizza
Soggi
یعنی دارن داشتن
For example
Use to be scared of the ocean cuase i didn't know how to swim
یعنی عادت داشتم از دریا بترسم چون نمیدونستم چجوری شنا کنم
شهاب
عادت داشتن(در گذشته)
i used to go swimming عادت داشتم شنا برم
متین
انجام کاری در قبلا و الان•
متین
انجام کاری و عادتی داشتنی در قبلا و الان
Reza
عادتی که در گذشته داشتیم ولی الان این عادت رو ترک کردیم.
Farzana
عادت داشتن در گذشته
سید محمد هاشمی
Used to do sth:
(برای بیان عادتی که در گذشته انجام میشده ولی الان دیگه انجام نمیشه) قبلاً - قدیما

Cambridge:👇👇👇
�used to show that a particular thing always happened or was true in the past, especially if it no longer happens or is no longer true�.

�Eg: She used to live in Glasgow.
(قدیم ) تو گلاسکو زندگی میکرد.

Eg: She used to love cats but one attacked her and she doesn't like them anymore.�
( قبلاً ) گربه ها رو دوست داشت ولی یکیش بهش حمله کرد و دیگه اونا رو دوست نداره.
لاله بنی اسد
کاری که قبلا انجام میشده الان انجام نمیشه used to subject
کاری که قبلا انجام میشده هنوز ادامه داره
Subject am,is,are used to
مصطفي فريسات
معناى عادت كردن هم ميده مثلا
She's used to Justin forgetting
او به فراموشكارى هاى جاستين عادت دارد
محمد علی حمیدی بنابی
بی‌زحمت در توضیح متن انگلیسی به انگلیسی کلمهaccurated را به occurred تغییر دهید، البته اگه اشتباه نکرده باشم.
محمد علی حمیدی بنابی
Used to فعل انجام شده در گذشته(می...)
Be used to عادت داشتن به انجام فعل ( حال)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی used to
کلمه : used to
املای فارسی : یوسد تو
اشتباه تایپی : عسثی فخ
عکس used to : در گوگل

آیا معنی used to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )