برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1292 100 1

Vapor

/ˈveɪpər/ /ˈveɪpə/

معنی: بخار، دمه، تبخیر کردن یا شدن، بخور دادن، چاخان کردن
معانی دیگر: خوزم، بخار بیرون دادن، بخار کردن، دود و بخار، تارمیغ، تف، (حالت گازی هر ماده ای که معمولا یا آبگون و یا جامد است) گاز، بخور، (در سیلندر موتور) گاز آتشگیر، (نادر) هر چیز بی ارزش، (سابقا) بخار معده، (معمولا با: the) دلمردگی، خود بیمار انگاری، رجوع شود به: evaporate، چرند، مزخرف، وهم (اوهام)، خیال باطل

بررسی کلمه Vapor

اسم ( noun )
(1) تعریف: tiny particles of a liquid or solid suspended in or diffused through air or gas, such as smoke or mist.
مترادف: mist
مشابه: fog, fumes, haze, miasma, moisture, smoke, spray, steam

(2) تعریف: in physics or chemistry, particles of a substance distributed as a gas below the substance's actual boiling point.

(3) تعریف: a liquid or solid brought to a gaseous state by heat, a drop in pressure, or the like.

(4) تعریف: the mixture of gasoline droplets and air burned in an internal combustion engine.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: vapors, vaporing, vapored
• : تعریف: to cause to rise or diffuse as a vapor; vaporize; evaporate.
مترادف: evaporate, vaporize, volatilize
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: vaporable (adj.), vaporlike (adj.)
(1) تعریف: to rise or diffuse as a vapor; evaporate.
مترادف: evaporate, vaporize, volatilize

(2) تعریف: to emit or give rise to vapor; atomize.
مشابه: steam

واژه Vapor در جمله های نمونه

1. Scientists have devised methods for trapping vapor in bottles so they can study its make-up.
دانشمندان روش هایی را برای نگهداشتن بخار در بطری طراحی کرده اند، که بتوانند ترکیبات آن را بررسی کنند

2. He has gathered data on the amount of vapor rising from the swamp.
او اطلاعاتی راجع به مقدار بخاری که از باتلاق بالا می رود، جمع آوری کرده است

3. A vapor trail is the visible stream of moisture left by the engines of a jet flying at high altitudes.
مسیر بخار جریان قابل رویت از رطوبتی است که موشکی که در ارتفاعات بلند پرواز می کند از خود به جای می گذارد

4. the vapor coming out of the samovar
بخاری که از سماور بیرون می‌آمد

5. the vapor from the boiling water jetted whistlingly out of the kettle
بخار آب جوش سوت زنان از کتری برمی‌جهید.

6. water vapor
بخار آب

7. mina sniffed the vapor through her nose
مینا بخور را از راه دماغش تو داد.

8. jet planes scored the sky with their vapor trails
هواپیماهای جت با نواره‌های بخار خود آسمان را خط انداختند.

9. Water vapor is water in the form of a gas.
[ترجمه ترگمان]بخار آب به شکل گاز است
[ترجمه گوگل]بخار آب آب به شکل یک گاز است
[ترجمه شما] ...

مترادف Vapor

بخار (اسم)
haze , vapor , gas , fume , brume , steam , reek
دمه (اسم)
vapor , vapour , steam
تبخیر کردن یا شدن (فعل)
vapor , vapour
بخور دادن (فعل)
vapor , vapour , cense
چاخان کردن (فعل)
palaver , backslap , vapor , vapour

معنی عبارات مرتبط با Vapor به فارسی

(موتورهای درونسوز) گازبند
(فیزیک) فشار تبخیر، فشار بخار (vapor tension هم می گویند)
رجوع شود به: contrail
بخار آب

معنی Vapor در دیکشنری تخصصی

[خودرو] بخار - بخار
[شیمی] بخار
[عمران و معماری] بخار - دمه
[آب و خاک] بخار
[عمران و معماری] عایق بخار - لایه مانع بخار
[نساجی] عایق بخار- متوقف کننده بخار
[پلیمر] محافظ بخار، موادی هستند که از آنها بخار آب یا ماده دیگری عبور نمی‏کند
[پلیمر] بخار چربی بر
[شیمی] رسوب سازی با بخار
[برق و الکترونیک] نشاندن با بخار فرایند نشاندن پوسه ی نازکی از فلز روی جسم برای فلزی کردن آن با میعان بخار فلز مذاب در خلأ.
[پلیمر] روش نشاندن بخار
[خاک شناسی] جریان بخار
[خودرو] قطع جریان سوخت
[عمران و معماری] حرکت به صورت بخار
[نساجی] فشارنسبی بخار
[پلیمر] تراکم فاز بخار
[برق و الکترونیک] اپیتکسی فاز بخار فرایند نشاندن ماده که در آن از مواد شیمیایی تبخیر شده برای رشد دادن پوسه های اپیتکسیال روی پولکهای بلور در کوره استفاده می کنند . آن را نشاندن بخار - شیمیایی ( CVD ) نیز می نامند . گا ...

معنی کلمه Vapor به انگلیسی

vapor
• steam, mist
• change into vapor, evaporate; boast
vapor bath
• steam bath, sauna
vapor pressure
• pressure caused as a result of the power of vapors spreading
vapor tension
• pressure caused as a result of power of rising steam
mercury vapor
• mercury in a gaseous state
water vapor
• water in its gaseous state

Vapor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
بخار و کاز حاصله از باتلاق
مصیب مهرآشیان مسکنی
بخار و گازی که از موتور های توربو جت و موتور های توربو شارژر تولیدمی شود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vapor
کلمه : vapor
املای فارسی : وپر
اشتباه تایپی : رشحخق
عکس vapor : در گوگل

آیا معنی Vapor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )