برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1187 100 1

Vendor

/ˈvendər/ /ˈvendə/

معنی: دستفروش، فروشنده، طواف، بایع
معانی دیگر: پیله ور، فروشنده ی دوره گرد

بررسی کلمه Vendor

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who sells or vends, esp. a peddler.

(2) تعریف: a vending machine.

واژه Vendor در جمله های نمونه

1. a street vendor
فروشنده‌ی کنار خیابان

2. Is the vendor always held responsible if goods are faulty?
[ترجمه 1377] آیا فروشنده ها در قبال خرابی کالاها مسئولند؟
|

[ترجمه ترگمان]آیا فروشنده همیشه مسئول است که کالاها معیوب هستند؟
[ترجمه گوگل]آیا فروشندگان همیشه مسئولیت دارند اگر کالاها نادرست باشند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The vendor signs a contract with the purchaser.
[ترجمه ترگمان]فروشنده قرارداد با خریدار را امضا می‌کند
[ترجمه گوگل]فروشنده قرارداد را با خریدار امضا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She looked at the vendor who cheated her the other day with distaste.
[ترجمه ترگمان]به فروشنده نگاهی کرد که آن روز با بی‌میلی به او خیانت کرد
[ترجمه گوگل]او به فروشنده نگاه کرد و روز بعد او را فریب داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Vendor

دستفروش (اسم)
badger , huckster , crier , vendor , peddler , vender , duffer
فروشنده (اسم)
vendor , monger , candy man , seller , salesman , salesperson , pusher , marketeer , marketer , shop assistant , shopman
طواف (اسم)
costermonger , vendor , vender
بایع (اسم)
vendor , vender , salesperson

معنی عبارات مرتبط با Vendor به فارسی

روزنامه فروش

معنی Vendor در دیکشنری تخصصی

vendor
[حسابداری] فروشنده(تاجر)
[کامپیوتر] فروشنده ؛ کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر
[حقوق] فروشنده، بایع
[ریاضیات] شرکت، فروشنده
[کامپیوتر] فروشنده کامپیوتر
[کامپیوتر] فروشنده دسته سوم .

معنی کلمه Vendor به انگلیسی

vendor
• salesman; supplier, equipment salesman (for example in the field of computers, etc.); automatic machine for selling goods
• a vendor is someone who sells things such as newspapers, cigarettes, or hamburgers from a small stall or cart.
• the vendor of a house or piece of land is the person who owns it and is selling it; a legal term.
third party vendor
• company which markets hardware of another manufacturer

Vendor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Morteza Aghalar
فروشنده محصول - صاحب کسب و کار - بازرگان - بازاریاب - معامله گر - خرده یا عمده فروش - کارگزار - تاجر - فروشگاه دار - نماینده فروش - کارآفرین - مالک
Rasooli
دوره گرد
mehdi
دستفروش
rozhy.sh
دستفروش
Erfan
بازاریابی
boshrabaran
عرضه کننده
مقداد سلمانپور
عرضه کنندگان
در مناقصات:
Vendor list
فهرست عرضه کنندگان.
Fatemeh.Hezarkhani
نماینده فروش . فرد بازاریاب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vendor
کلمه : vendor
املای فارسی : وندور
اشتباه تایپی : رثدیخق
عکس vendor : در گوگل

آیا معنی Vendor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )