انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1075 100 1

Vice

تلفظ vice
تلفظ vice به آمریکایی/ˈvaɪs/ تلفظ vice به انگلیسی/vaɪs/

معنی: گناه، عیب، فساد، بدی، فسق، منگنه، فسق و فجور، خلفه، خبث
معانی دیگر: پیشوند: معاون، نایب، یاور، قائم مقام، دستیار، فریار [viceregal]، پلیدی، هرزی، سیاه دلی، نابکاری، بدسرشتی، بدجنسی، عمل بد، خباثت، صفت بد، کار زشت، عادت بد، (به ویژه در آثار هنری) عیب، نقص، خدشه، گناه کوچک، عیب بدنی، نقص جسمی، به جای، به نیابت، (انگلیس) رجوع شود به: vise، عادت یا خوی همیشگی، نفص، خبک

بررسی کلمه Vice

پیشوند ( prefix )
• : تعریف: acting in place of; deputy.

- vice-chairman
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نایب‌رئیس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نایب رئیس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- viceroy
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] viceroy
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وکیل
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اسم ( noun )
مشتقات: viceless (adj.)
(1) تعریف: an immoral or evil act; wickedness.
مترادف: evil, immorality, iniquity, wickedness
متضاد: virtue
مشابه: crime, felony, misdeed, misdemeanor, offense, sin, transgression, trespass, violation

- The pirates were known for kidnapping, thieving, and other dreadful vices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دزدان دریایی به خاطر آدم‌ربایی، دزدی و دیگر گناهان وحشتناک شناخته می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دزدان دریایی برای آدم ربایی، دزدی و سایر بدبختی ها مشهور بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: behavior considered immoral, esp. prostitution.
مترادف: depravity, evil, immorality, iniquity
متضاد: virtue
مشابه: crime, degeneracy, foulness, meanness, sin

- He lured the young woman into vice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زن جوان را فریب داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او زن جوان را به معاشرت تحسین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The runaways turned to vice to support themselves.
ترجمه کاربر [ترجمه مهوش] فراریان برای حمایت از خودشان به حیله متوسل شدند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] فراری فراری برای حمایت از خود، تبدیل به فساد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فراریان به معاون خود کمک کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: a slight personal flaw or shortcoming; foible.
مترادف: failing, flaw, foible, shortcoming
متضاد: virtue
مشابه: defect, deficiency, imperfection, infirmity, peccadillo, weakness

- His vice is chronic tardiness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] معاون اون تاخیر داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] معاون او مزاحم مزمن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a defect or flaw.
مترادف: defect, flaw
مشابه: blemish, catch, deficiency, drawback, fault, frailty, hitch, imperfection, shortcoming, weakness

(5) تعریف: a physical weakness.
مترادف: frailty, weakness
مشابه: defect, deformity, infirmity, taint
اسم و ( noun, verb )
• : تعریف: variant of vise.

واژه Vice در جمله های نمونه

1. vice admiral
ترجمه دریابان

2. the vice of overeating
ترجمه عادت بد پرخوری

3. the vice president is usually in the background
ترجمه معاون رئیس جمهور معمولا در پس پرده است.

4. france requires visas from iranians and vice versa
ترجمه فرانسه از ایرانی‌ها ویزا می‌خواهد و بالعکس.

5. I will be thy friend, but not thy vice’s friend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من دوست تو خواهم بود، اما دوست معاون تو نیستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دوستت خواهم بود، اما دوستت نیک تو نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Ambition, in a private man a vice, is in a prince, a virtue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاه‌طلبی، در یک مرد خصوصی، یک گناه، در یک شاهزاده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعجب، در یک مرد خصوصی یک معیار، در شاهزاده، فضیلت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. To flee vice is the begnning of virtue, and to have got rid of folly is the beginning of wisdom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرار از فساد فضیلت فضیلت است و از شر حماقت آغاز حکمت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای فرار از معصوم، نجب بودن فضیلت است، و از فریب خلاص شده، آغاز عقل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Idleness is the parent of all vice.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Idleness پدر همه vice است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Idleness پدر و مادر همه معصوم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We gossip about them and vice versa.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در مورد آن‌ها شایعه‌پراکنی می‌کنیم و برعکس
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما درباره آنها شنیده ایم و بالعکس
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He is the vice general manager of this company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او معاون مدیر این شرکت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او معاون مدیر کل این شرکت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The vice - president is trying to usurp the president's authority.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معاون رئیس‌جمهور در تلاش است تا قدرت رئیس‌جمهور را غصب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معاون رئيس جمهور در تلاش است تا قدرت رئيس جمهور را غصب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Vice rules where gold reigns.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معاون قانون که در آنجا حکم‌فرماست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معادله قوانینی که طلا حاکم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. His vice president also had to resign in disgrace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معاون او نیز مجبور بود استعفا دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معاون رئيس جمهور او نيز مجبور شد استعفا دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Time spent in vice or folly is doubly lost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمان در فساد یا حماقت دو برابر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمان صرف شده در معنی یا حماقت دو بار از دست رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Vice

گناه (اسم)
offense , blame , transgression , fault , sin , guilt , crime , vice , misdeed , delict , misdemeanor
عیب (اسم)
defect , deformation , deficiency , weakness , blemish , wickedness , fault , taint , gall , sin , flaw , vice , imperfection
فساد (اسم)
mortification , decline , decay , decadence , dissolution , spoil , turpitude , fornication , depravity , vice , depravation , degeneration , degeneracy , corruption , immorality , necrosis , putrefaction , putrescence , invalidity , harlotry , vitiation
بدی (اسم)
evil , illness , vice , disservice , ill-being
فسق (اسم)
debauchery , sin , vice , immorality
منگنه (اسم)
vice , punch , roller , press
فسق و فجور (اسم)
vice
خلفه (اسم)
vice
خبث (اسم)
vice

معنی عبارات مرتبط با Vice به فارسی

(نیروی دریایی) دریابان، دریابان
معاون رییس، یارسالار، دستیار فرنشین، فرنشین یار، نایب رئیس
معاون صدر اعظم، نایب رئیس، قائم مقام، معاون رئیس دانشگاه
معاون قنسول، نایب کنسول، یار کارگزار، کنسول یار، نایب قنسول
معاون فرمانداری
نایب السلطنه، فرمانفرما
مقام یا محل اقامت معاون رئیس جمهور
معاون رییس جمهور، مردم سالاریار، (v و p بزرگ) معاون رییس جمهور امریکا، نایب رئیس جمهور، نیابت ریاست
نایب السلطنه، وابسته به نیابت سلطنت
(شهربانی) بخش مبارزه با منکرات (ویژه ی قمار و فحشا)، جوخه پلیس، مامور کشف و دستگیری تبهکاران
برعکس، بالعکس، باژگونه، وارون وار، در جهت مخالف، بطور عکس، معکوسا
برای این موقع
شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
پرورشگاه فسادوشرارت

معنی Vice در دیکشنری تخصصی

vice
[حقوق] قایم مقام، نایب، معاون
[ریاضیات] دستگاه گیره، قید، گیره
[برق و الکترونیک] برعکس
[ریاضیات] برعکس
[حقوق] برای این مورد خاص، برای این دفعه
[برق و الکترونیک] صدای ایمن مخابرات صوتی که در هم گذاری یا رمز شده است.

معنی کلمه Vice به انگلیسی

vice
• character of a buffoon in a morality play
• act of moral corruption; depravity; fault in one's personal character; physical blemish, deformity; sexual immorality (particularly prostitution); bad habit displayed by a domestic animal
• instead of, in place of
• in place of, deputy
• a vice is a moral fault in someone's character or behaviour.
• vice refers to criminal activities, especially those connected with pornography or prostitution.
• a vice is also a tool that you use to hold an object tightly while you work on it.
• vice- is used before a rank or title to indicate that the person who holds that rank or title is next in importance to the person who holds the full rank or title.
vice chairman
• deputy chairman, subsidiary to the chairman, takes over in the chairman's absence
vice chancellor
• the vice-chancellor is the head of academic and administrative matters in a british university.
vice commander
• deputy commander, commander's aid on every level who can act in his name and in his stead
vice consul
• deputy consul, assistant to the consul
vice consulship
• position of one who is ranked just lower than a consul
vice president
• second in command to the president
vice presidential
• of the vice president
vice principal
• second in charge after the headmaster of an educational institution
vice squad
• police force division that deals with moral issues
• the vice squad is the section of a police force that deals with crime relating to pornography, prostitution, and gambling.
vice versa
• the opposite, the relation being reversed
• vice versa is used to indicate that the reverse of what you have said is also true. for example, `women may bring their husbands with them, and vice versa' means that men may also bring their wives with them.

Vice را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد عبدالعلی‌پور ١٥:٥٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٠
رذیلت
|

امیرحسین خداکرمی ٢٠:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٢
دستگاه گیره
|

susan ١١:٠٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٩
گیره فکی
|

Nasim ١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٠
در ترکیب با president...ینیvice presiden
به معنی معاون بکار میره...یعنی میشه معاون رئیس جمهور
|

علی ٢٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٧/٠٧
گناه
در انگلیسی امریکایی به معنی گیره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرضیه > آرمیلا
یه کسی > Fatty
Mobina > Ride a bicycle
معصومه ع > warmth
فاطمه > آروشا
مرضیه > ابوالفضل
سارا > zealanders
فاطمه > آروشا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی vice
کلمه : vice
املای فارسی : ویک
اشتباه تایپی : رهزث
عکس vice : در گوگل


آیا معنی Vice مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )