انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 955 100 1

Viral

تلفظ viral
تلفظ viral به آمریکایی/ˈvaɪrəl/ تلفظ viral به انگلیسی/ˈvaɪrəl/

معنی: ویروسی، وابسته به ویروس
معانی دیگر: ویشی

بررسی کلمه Viral

صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or caused by a virus.

واژه Viral در جمله های نمونه

1. Most coughs are viral in origin .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اغلب سرفه در اصل ویروسی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر سرفه ها از نظر ویروسی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A viral illness left her barely able to walk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک بیماری ویروسی او را به سختی قادر به راه رفتن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیماری ویروسی او را به سختی می توانست راه برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The continuing search for drugs to combat viral infections presents medicine with one of its greatest challenges in the twenty-first century.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ادامه جستجوی داروها برای مبارزه با عفونت‌های ویروسی، پزشکی را با یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در قرن بیست و یکم معرفی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جستجوی مداوم مواد مخدر برای مبارزه با عفونت های ویروسی پزشکی را با یکی از بزرگترین چالش های قرن بیست و یکم ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Pneumonia tends to be caused by streptococcal or viral infection.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ذات‌الریه ناشی از عفونت ویروسی یا ویروسی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پنومونی به علت عفونت استرپتوکوک یا ویروسی ایجاد می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He is suffering from viral meningitis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از مننژیت ویروسی رنج می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از مننژیت ویروسی رنج می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. You can reach more potential customers by using viral marketing techniques.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما می‌توانید با استفاده از تکنیک‌های بازاریابی ویروسی به مشتریان بالقوه بیشتری دست یابید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با استفاده از تکنیک های بازاریابی ویروسی می توانید مشتریان بالقوه بیشتری کسب کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Loss of viral replication by interferon can lead to a substantial regression of liver disease and probably prolonged survival.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقدان تکثیر ویروسی توسط اینترفرون می‌تواند منجر به یک رگرسیون اساسی از بیماری کبد و احتمالا بقای طولانی‌مدت شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از دست دادن تکرار ویروسی توسط اینترفرون می تواند منجر به رگرسیون شدید بیماری کبد و احتمالا بقای طولانی مدت شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Human bathers, too, risk viral hepatitis, skin reactions and oral thrush.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]bathers انسان نیز، هپاتیت ویروسی، واکنش‌های پوستی و thrush شفاهی را به خطر می‌اندازند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد مبتلا به نفخ نیز خطر ابتلا به ویروس هپاتیت، واکنش های پوستی و ریزش دهان را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Most patients were experiencing a large drop in viral load.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکثر بیماران در حال تجربه افت بزرگی در بار ویروسی بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر بیماران دچار افت شدید بار ویروسی بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Antibiotics are useless against viral infections such as influenza.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنتی‌بیوتیک‌ها در مقابل عفونت‌های ویروسی مثل آنفولانزا در دسترس نیستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنتی بیوتیک ها در برابر عفونت های ویروسی مانند آنفولانزا بی فایده هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Flu is a viral infection which can make even the fittest person feel quite ill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنفولانزا یک عفونت ویروسی است که می‌تواند the فرد را کاملا بیمار کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنفلوانزا عفونت ویروسی است که حتی ممکن است فرد را در معرض خطر بیماری قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Biotechnology can enable the early detection of some viral infections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیوتکنولوژی می‌تواند تشخیص زودهنگام برخی عفونت‌های ویروسی را ممکن سازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیوتکنولوژی می تواند تشخیص زودهنگام برخی از عفونت های ویروسی را فعال کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. A viral inflammation of the vestibular nerve is the suspected cause.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]التهاب ویروسی اعصاب دهلیزی، علت سو ظن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]التهاب ویروسی عصب وستیبول علت مشکوک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Once viral genes have become integrated into chromosomes their activity is usually altered or totally suppressed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که ژن‌های ویروسی در کروموزوم‌ها ادغام می‌شوند، فعالیت آن‌ها معمولا تغییر می‌کند یا کاملا سرکوب می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که ژن های ویروسی به کروموزم های یکپارچه تبدیل می شوند، فعالیت آنها معمولا تغییر یافته یا کاملا سرکوب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Viral

ویروسی (صفت)
viral
وابسته به ویروس (صفت)
viral

معنی کلمه Viral به انگلیسی

viral
• relating to or caused by a virus
• viral means caused by or related to a virus.
viral diseases
• illnesses that are caused by viruses
viral hepatitis
• severe disease caused by a virus

Viral را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Viral

فریبا ١٨:٥٠ - ١٣٩٦/٠٧/٠٨
واگیر
|

حسین ١١:٤٧ - ١٣٩٦/٠٧/١١
فراگیر (viral donation events)
|

سحرپارسا ١٣:٤٠ - ١٣٩٦/١٢/٠٤
ویروسی،فراگیر(یعنی از طریق اینترنت یا موبایل به دست سایر مردم برسد)
|

سیاوش ١٠:٥٩ - ١٣٩٦/١٢/١٨
همه گیر. فراگیر. Shared a lot
|

ebitaheri@gmail.com ١٩:٤٤ - ١٣٩٧/٠٢/١٥
[اینترنت]

پُردیدار ، پربازدید ، پربیننده ، پُر بین ، پر نگاه ، داغ
|

سید علی موسوی اناری ٢١:٠٥ - ١٣٩٧/٠٤/٢١
عمومی و فراگیر شدن سریع موضوعی در فضای مجازی .
|

حسین درستی ١٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
فیلم یا تصویر داغ که به سرعت در اینترنت دست به دست می شود
|

علی براتی ٠٠:١٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٥
برگردان،به معنی دست به دست شدن
|

مهدی بابایی ١٦:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
فراگیر ودست به دست شدن در فضای مجازی
|

پژمان ١٤:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٠٣
همون سین خوردن یا دیده شدن
|

essi ١٩:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
محبوب شدن یا پربیننده شدن
|

T.h ١٨:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٠
معروف،مشهور
|

سعید پارساپور ١٦:٠٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
شایع
|

سعید پارساپور ١٦:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
شایع، زبانزد عام ، سر زبان افتاده، عمومی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Viral



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی viral
کلمه : viral
املای فارسی : ویرال
اشتباه تایپی : رهقشم
عکس viral : در گوگل


آیا معنی Viral مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )