انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1068 100 1

Volition

تلفظ volition
تلفظ volition به آمریکایی/voˈlɪʃn̩/ تلفظ volition به انگلیسی/vəˈlɪʃn̩/

معنی: اراده، خواست، از روی اراده، مشیت
معانی دیگر: اختیار، خواهندگی، از روی قصد و رضا

بررسی کلمه Volition

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of willing, deciding, or choosing.
مترادف: choice, choosing, decision, option, will
مشابه: determination, preference

- There was no pressure on him; he resigned of his own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هیچ فشاری روی او نبود، به اراده خودش تسلیم شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فشار بر او وجود نداشت؛ او استعفا داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the ability or power of exercising choice.
مترادف: choice, free will, option, will
مشابه: discretion, intention, liberty, license, resolution

- Slaves are stripped of their volition.
ترجمه کاربر [ترجمه ملکوتی] از بردگان سلب اختیار می شود (حق انتخاب از بردگان سلب می شود )
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برده‌ها of رو از دست میدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بردگان از خواسته های خود جدا می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Volition در جمله های نمونه

1. human volition is contingent
ترجمه اختیار انسان دست خود اوست (اراده‌ی انسان آزاد است).

2. They left entirely of their own volition .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اونا به خواست خودشون رو ترک کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها به طور کامل از خواسته های خود را ترک کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. She left entirely of her own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون به خواست خودش رو ترک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او کاملا از خواسته خود رها شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Helena left the company of her own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هلنا شرکت به خواست خودش رو ترک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هلنا شرکت خود را به عهده داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. What is needed is knowledge and volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چیزی که مورد نیاز است دانش و اراده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانش و اراده مورد نیاز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Either you go down there of your own volition or I strangle you with my two bare hands.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یا به خواست خودت به آنجا می‌روی یا من با دو دست خالی ترا خفه می‌کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یا شما به آنجا میروید از خواستههای خودتان، یا من را با دو دست خالی خود غرق میکنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Deena left the company of her own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون با خواست خودش از شرکت خارج شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دینا شرکت خود را به عهده داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. But not of his own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ولی نه به خواست خودش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما نه از خواسته اش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Such cloudy weather can wear people's volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چنین هوای ابری می‌تواند اراده مردم را به تن کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین هوای ابری می تواند به خواسته های مردم بپردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He felt little volition and surprisingly little bitterness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به خواست کوچک و شگفت انگیزی احساس تلخی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تمایل کمتری داشت و به طرز شگفت انگیزی کمی تلخ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Mr. A left this department of his own volition for personal reasons.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقای \"ای\" به خاطر دلایل شخصی به خواست خودش این اداره رو ترک کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای A به دلایل شخصی این بخش از خواسته خود را ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The content of people's volition must not be made subject to the arbitrary power of another.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محتوای اراده مردم نباید تابع قدرت دل‌خواه دیگری باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محتوای خواسته های مردم نباید به قدرت خودسرانه دیگری منجر شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She offered to help us of her own volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون پیشنهاد کرد به خواست خودش به ما کمک کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پیشنهاد کرد که ما را از میل خود به ما کمک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Both sides admit that a volition, for instance, had occurred.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو طرف تصدیق می‌کنند که یک اراده، برای مثال، رخ داده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو طرف اعتراف می کنند که، به عنوان مثال، یک اراده رخ داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. We like to think that everything we do and everything we think is a product of our volition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما دوست داریم فکر کنیم که هر کاری که انجام می‌دهیم و هر چیزی که فکر می‌کنیم محصول اراده ماست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما دوست داریم فکر کنیم که همه چیز ما را انجام می دهد و همه چیز که فکر می کنیم، محصول خواسته ماست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Volition

اراده (اسم)
will , animus , volition , nisus
خواست (اسم)
wealth , wish , disposition , desire , will , request , demand , temptation , volition , eagerness , want , asset , property , tenure , desideratum
از روی اراده (اسم)
volition
مشیت (اسم)
will , volition

معنی کلمه Volition به انگلیسی

volition
• free will, determination by will, choice
• if you do something of your own volition, you do it because you have decided for yourself that you will do it; a formal expression.

Volition را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Abolfaz ١٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦
قصد و اراده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی volition
کلمه : volition
املای فارسی : ولیتین
اشتباه تایپی : رخمهفهخد
عکس volition : در گوگل


آیا معنی Volition مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )