برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1321 100 1

Volition

/voˈlɪʃn̩/ /vəˈlɪʃn̩/

معنی: اراده، خواست، از روی اراده، مشیت
معانی دیگر: اختیار، خواهندگی، از روی قصد و رضا

بررسی کلمه Volition

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of willing, deciding, or choosing.
مترادف: choice, choosing, decision, option, will
مشابه: determination, preference

- There was no pressure on him; he resigned of his own volition.
[ترجمه ترگمان] هیچ فشاری روی او نبود، به اراده خودش تسلیم شد
[ترجمه گوگل] فشار بر او وجود نداشت؛ او استعفا داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the ability or power of exercising choice.
مترادف: choice, free will, option, will
مشابه: discretion, intention, liberty, license, resolution

- Slaves are stripped of their volition.
[ترجمه ملکوتی] از بردگان سلب اختیار می شود (حق انتخاب از بردگان سلب می شود )
|
[ترجمه ترگمان] برده‌ها of رو از دست میدن
[ترجمه گوگل] بردگان از خواسته های خود جدا می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Volition در جمله های نمونه

1. human volition is contingent
اختیار انسان دست خود اوست (اراده‌ی انسان آزاد است).

2. They left entirely of their own volition .
[ترجمه ترگمان]اونا به خواست خودشون رو ترک کردن
[ترجمه گوگل]آنها به طور کامل از خواسته های خود را ترک کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She left entirely of her own volition.
[ترجمه ترگمان] اون به خواست خودش رو ترک کرد
[ترجمه گوگل]او کاملا از خواسته خود رها شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Helena left the company of her own volition.
[ترجمه ترگمان]هلنا شرکت به خواست خودش رو ترک کرد
[ترجمه گوگل]هلنا شرکت خود را به عهده داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. What is needed is knowledge and volition.
[ترجمه ترگمان]چیزی که مورد نیاز است دانش و اراده است
[ترجمه گوگل]دانش و اراده مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنوی ...

مترادف Volition

اراده (اسم)
will , animus , volition , nisus
خواست (اسم)
wealth , wish , disposition , desire , will , request , demand , temptation , volition , eagerness , want , asset , property , tenure , desideratum
از روی اراده (اسم)
volition
مشیت (اسم)
will , volition

معنی کلمه Volition به انگلیسی

volition
• free will, determination by will, choice
• if you do something of your own volition, you do it because you have decided for yourself that you will do it; a formal expression.

Volition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Abolfaz
قصد و اراده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی volition
کلمه : volition
املای فارسی : ولیتین
اشتباه تایپی : رخمهفهخد
عکس volition : در گوگل

آیا معنی Volition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )