انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 692 100 1

vacuity

تلفظ vacuity
تلفظ vacuity به آمریکایی/vəˈkjuːɪti/ تلفظ vacuity به انگلیسی/vəˈkjuːɪti/

معنی: پوچی، چیز تهی، هیچی، فضای خالی، خلا، تهی گری
معانی دیگر: تهی بودگی، خالی بودن، تهیگی، پوکی، تهی مغزی، بی خردی، ابلهی، میان تهی بودگی، عاری بودن، فراغت

بررسی کلمه vacuity

اسم ( noun )
حالات: vacuities
(1) تعریف: the state of being empty; emptiness.
مشابه: vacancy, void

(2) تعریف: a place containing no matter; void; vacuum.
مشابه: void

(3) تعریف: the lack or absence of something.

- a vacuity of musical talent
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خالی از استعداد موسیقی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a lack of intelligence or thought, or a statement revealing such a lack.
مشابه: vacancy

- His idiot grin reflected the vacuity of his mind.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] غرور وحشتناک او منعکس کننده خلوص ذهن او است.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه vacuity در جمله های نمونه

1. the vacuity of a desert
ترجمه خالی بودن صحرا

2. the vacuity of arteries after death
ترجمه تهی بودن شاهرگ‌ها پس از مرگ

3. His vacuity was a handicap in these debates.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابعاد او در این بحث ها معلول بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. But the book's principal defect remains the vacuity of its protagonist.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما نقص اصلی این کتاب، خلوص شخصیت اصلی آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I wake up in my coffin, dark, vacuity and silence.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در تابوتم، تاریک، خالی و سکوت را بیدار می شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The third way died in vacuity and derision.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راه سوم، در بی حسی و خجالت به سر برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Leisure is enjoyable, while vacuity is suffering.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوقات فراغت لذت بخش است، در حالی که خستگی رنج می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Chaotic menstruation differentiated between blood vacuity and kidney vacuity.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قاعدگی هرج و مرج بین تخلیه خون و خلط کلیوی متفاوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Starting FWG all alone, checking the vacuity achieve the rated value whether.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شروع FWG به تنهایی، بررسی vacuity به دست آوردن ارزش اسمی که آیا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Temperature and vacuity rising can enhance osmotic flux visibly.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افزایش دما و بی هویت می تواند شفافیت اسمز معکوس را افزایش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The theoretical formula about vacuity in vacuum tube and pore-water pressure at the observation point was obtained in this paper by using equation of gas state and equilibrium equation.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فرمول نظری مربوط به خلوص در لوله خلاء و فشار آب خالص در نقطه مشاهده در این مقاله با استفاده از معادله حالت گاز و معادله تعادل به دست آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Clinically most situations manifest as vacuity repletion complexes, with spleen and kidney vacuity weakness and damp heat evil being the two primary patterns.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشترین موارد بالینی، به عنوان مجتمع پرخوری مجزا شناخته شده است، ضعف طحال و خلط کلیه و دو گرایش خشمی که دو الگو اصلی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Addressing Honderich's work on its own terms, one must question whether he demonstrates the complete vacuity of Conservative thinking.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به کارهای هنری خود، با توجه به شرایط خاص خود، باید سوال بپرسید که آیا وی خلاء کامل تفکر محافظه کار را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. In this way the apparently active and positive concept of consent is diluted to the point of near vacuity.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب مفهوم ظاهرا فعال و مثبت رضایت به نقطه تقریبی خالص رقیق می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف vacuity

پوچی (اسم)
absurdity , vanity , futility , frivolity , nullity , inanity , vapidity , inefficacy , inefficacity , nihility , vacuity
چیز تهی (اسم)
vacuity
هیچی (اسم)
nihility , vacuity
فضای خالی (اسم)
vacuity
خلا (اسم)
vacuity , vacuum
تهی گری (اسم)
vacuity

معنی کلمه vacuity به انگلیسی

vacuity
• emptiness; absence of matter or meaning

vacuity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی vacuity



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی vacuity
کلمه : vacuity
املای فارسی : وکویتی
اشتباه تایپی : رشزعهفغ
عکس vacuity : در گوگل


آیا معنی vacuity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )