انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 693 100 1

vacuum

تلفظ vacuum
تلفظ vacuum به آمریکایی/ˈvækjuːm/ تلفظ vacuum به انگلیسی/ˈvækjʊəm/

معنی: فضای خارج از هوا یا جو زمین، خلاء، خلا، فضای خلا، فضای تهی، فضای مجوف، ظرف یا جای بی هوا، باجاروی برقی تمیز کردن
معانی دیگر: تهیگی، (مجازی) پوچی، ونگی، مخفف: 5 vacuum cleaner - وابسته به خلا، تهیگی -6 مکنده، مکشی -7 (با جاروبرقی) تمیز کردن، جاروبرقی زدن (vacuum-clean هم می گویند)، تهیک، تهک، جاروی برقی

بررسی کلمه vacuum

اسم ( noun )
حالات: vacua, vacuums
(1) تعریف: a space empty of all matter.
مشابه: void

(2) تعریف: an enclosed space or container from which air has been removed.

(3) تعریف: a state of isolation from most environmental or social influences.

(4) تعریف: a machine for cleaning by means of suction; vacuum cleaner.
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: vacuums, vacuuming, vacuumed
• : تعریف: to use, or clean by means of, a vacuum cleaner.

- He hates to vacuum.
ترجمه کاربر [ترجمه s] او از تميزى متنفر است
|

ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او از خلاء متنفرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- It's time to vacuum the hallway.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] وقت آن است که راهرو را از بین ببریم.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه vacuum در جمله های نمونه

1. this vacuum cleaner has a special attachment for curtains
ترجمه این جاروبرقی وسیله‌ی مخصوصی برای (تمیز کردن) پرده‌ها دارد.

2. his sudden death created a huge power vacuum
ترجمه مرگ ناگهانی او خلا بزرگی در قدرت به وجود آورد.

3. Some pumps and all vacuum cleaners work by suction.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از پمپ ها و همه جاروبرقی ها با مکش کار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Her death left a vacuum in his life.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرگ او خلاء در زندگی او را ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The vacuum cleaner has various attachments.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاروبرقی دارای اتصالات مختلف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. His presence should fill the power vacuum which has been developing over the past few days.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حضور او باید خلاء قدرت را که طی چند روز گذشته در حال توسعه است پر کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A vacuum flask keeps cool drinks cool and hot drinks hot.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فلاسک خلاء نوشیدنی های خنک را گرم و گرم می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The writer criticized the moral vacuum in society.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نویسنده از خلاء اخلاقی جامعه انتقاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Sound waves cannot travel through a vacuum.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امواج صوتی نمی توانند از طریق یک خلاء حرکت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her husband's death left a vacuum in her life.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرگ شوهر او خلاء را در زندگی او ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I have to vacuum my room.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید اتاقم را خالی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Nature abhors a vacuum.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طبیعت خلاء را از بین می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The vacuum cleaner has four different attachments.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاروبرقی دارای چهار فایل پیوست مختلف است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Exclusion of air creates a vacuum in the bottle.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خروج هوا باعث ایجاد خلاء در بطری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Don't bang your vacuum cleaner about.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جارو برقی خود را بلند نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف vacuum

فضای خارج از هوا یا جو زمین (اسم)
outer space , vacuum
خلاء (اسم)
vacancy , vacuum
خلا (اسم)
vacuity , vacuum
فضای خلا (اسم)
vacuum
فضای تهی (اسم)
vacuum
فضای مجوف (اسم)
vacuum
ظرف یا جای بی هوا (اسم)
vacuum
باجاروی برقی تمیز کردن (فعل)
vacuum

معنی عبارات مرتبط با vacuum به فارسی

فلاسک، ترموس
اتاق خلاء
جاروبرقی (vacuum sweeper هم می گویند)، التی که هوارامک میزندوباان جاروب وگردگیری میکند، مک زن
دستگاه سنجش میزان خلا، خلاسنج، تهیگ سنج
(قوطی خوراک و غیره) مکیده، کیپ و بی هوا، تهیک شده، خالی از هوا
تلمبه ی مکنده، مکینه، پمپ خلا
لامپ خلا، لامپ الکترونی
(انگلیس) رجوع شود به: vacuum tube

معنی vacuum در دیکشنری تخصصی

vacuum
[علوم دامی] خلاء
[عمران و معماری] خلاء - فضای تهی - فضای خالی
[برق و الکترونیک] خلأ فضای محفوظی که هوا از آن خارج شده است . - خلا
[صنایع غذایی] وکیوم ، خلاء
[مهندسی گاز] خلا
[نساجی] خلاء - مکش
[ریاضیات] خلاء
[نساجی] تزریق رزین به کمک خلاء
[مهندسی گاز] برج خلا
[عمران و معماری] بتن مکیده - بتن بی هوا
[زمین شناسی] بتون مکیده
[صنایع غذایی] خنک کردن خلایی : این روش با استفاده از خلا تبخیر از سطح میوه ها و سبزیها را تشدید میکند و باعث خنک شدن محصول میشود. از این روش برای محصولات با سطح زیاد مثل کاهو و اسفناج استفاده میشود.
[عمران و معماری] هواگیری با خلاء
[زمین شناسی] هواگیری با خلا- هواگیری مکشی
[نساجی] خشک کننده خلاءای
[عمران و معماری] خارج سازی آب به وسیله مکش
[زمین شناسی] آبزدایی مکشی-خارج سازی آب بوسیله مکش
[زمین شناسی] بتن مکیده - از این روش، در بتن ریزی دالها و برخی قطعات دارای جدار نازک استفاده می شود. هدف اصلی این روش ارتقای کیفیت و افزایش دوام بتن از طریق مکیدن آب آن است.
[برق و الکترونیک] نفوذ دهی در خلأ نفوذ دهی ناخالصی ها به داخل ماده نیمرسانا در خلأی که به طور مداوم پمپ می شود .
[شیمی] تقطیر در خلاء
[مهندسی گاز] تقطیرتحت خلاء
[عمران و معماری] خلاء بحرانی
[برق و الکترونیک] خلا کم خلای با کیفیت پایین که هنوز در آن آنقدر گاز یا بخار وجود دارد که یونیده شدگی ، می تواند در المپ الکترونی ایجاد شود .

معنی کلمه vacuum به انگلیسی

vacuum
• void, emptiness, vacuity; space that is empty of matter; electrical device which cleans surfaces by creating air suction
• clean with a vacuum cleaner, operate a device for cleaning carpets and floors by air suction
• a vacuum is a space that contains no air or other gas.
• if someone or something creates a vacuum, they leave a place or position which then needs to be filled by someone or something else.
• if you vacuum something, you clean it using a vacuum cleaner.
vacuum bottle
• thermos
vacuum cleaner
• device used for cleaning which sucks in dirt by creating a vacuum
• a vacuum cleaner is an electric machine which sucks up dust and dirt from carpets.
vacuum flask
• thermos
• a vacuum flask is a container which is used to keep hot drinks hot and cold drinks cold. a vacuum flask has two thin silvery glass walls with a vacuum between them.
vacuum packed
• sterilized, sanitized, has not been touched
• food that is vacuum-packed is packed in a container or packet from which most of the air has been removed, in order to keep the food fresh.
vacuum pump
• device used for generating a void by drawing in air
vacuum tube
• cathode ray tube that emits electron rays
fill a vacuum
• fill up an empty space
leave a vacuum
• leave behind a void, leave a cavity
torricellian vacuum
• vacuum above the column of a barometer (named after the 17th century italian physicist evangelista torricellian)

vacuum را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی vacuum

زینب شفیع زاده ١٧:٤٥ - ١٣٩٧/٠٢/٢٨
تمیزکردن =با جاروبرقی پاک سازی کردن = clean =vacuum
|

پیشنهاد شما درباره معنی vacuum



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی vacuum
کلمه : vacuum
املای فارسی : وکیوم
اشتباه تایپی : رشزععئ
عکس vacuum : در گوگل


آیا معنی vacuum مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )