انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 801 100 1

واژه valine در جمله های نمونه

1. Methods It was based on the quantification of valine hydantoin formed from the released carbamyl valine reside after acid hydrolysis of haemoglobin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های مبتنی بر the of hydantoin که از the آزاد carbamyl تشکیل‌شده، پس از هیدرولیز اسیدی هموگلوبین زندگی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش ها براساس اندازه گیری هیدانتوئین والین که از واکنش آزاد شده کاربامیل وین پس از هیدرولیز اسید هموگلوبین تشکیل شده بود، براساس معیارهای تعیین شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. L - Phenylalanine, L - valine and L - leucine were used to prepare the corresponding NCAs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]L - phenylalanine، L - valine و L - leucine برای آماده‌سازی the مربوطه استفاده شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]L - فنیلالانین، L - valine و L - leucine برای تهیه NCA های مربوطه استفاده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In them, the increments of alanine, valine, glutamic acid, proline, glycin and serine were considerable.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن‌ها، افزایش‌های آلانین، valine، glutamic اسید، proline، glycin و سرین قابل‌توجه بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آنها افزایش آلانین، والین، اسید گلوتامیک، پرولین، گلیسین و سریین قابل توجه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Valine is one of the essential amino acids.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Valine یکی از آمینو اسیدها ضروری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والین یکی از اسید آمینه ضروری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Valine : One of the essential amino acids, found in most proteins.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Valine: یکی از آمینو اسیدها ضروری که در بیشتر پروتئین‌ها یافت می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والین یکی از اسید آمینه های ضروری موجود در اکثر پروتئین ها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. In plant cells the principal precursor of alanine, as well as leucine and valine, is pyruvate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در سلول‌های گیاهی، عامل اصلی آلانین، و همچنین leucine و valine، pyruvate است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سلول های گیاهی پیش ماده اصلی آلانین، و نیز لوسین و ولین، پیروات است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Must be supplemented with protein and fluid in prescribed amounts to completely meet isoleucine, methionine, threonine, valine, and water requirements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید با پروتئین و مایع در مقادیر تجویز شده به طور کامل با isoleucine، methionine، threonine، valine و آب تکمیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باید با پروتئین و مایع در مقادیر تجویز شده به طور کامل به ملاقات ایزولوسین، متیونین، ترئونین، والین و آب نیاز داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The Monte Carlo simulation is performed for a cluster consisting of a neutral valine molecule surrounded by 115 water molecules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شبیه‌سازی مونت کارلو برای یک خوشه شامل یک مولکول valine خنثی که توسط ۱۱۵ مولکول آب احاطه شده‌است، انجام شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شبیه سازی مونت کارلو برای خوشه ای متشکل از یک مولکول ولین بی طرف احاطه شده توسط 115 مولکول آب انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Phosphate. It is essential glutamic acid fermentation process, but the concentration can not be too high, otherwise they will be to valine fermentation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فسفات یک فرآیند تخمیر اسیدی ضروری است، اما غلظت نمی‌تواند زیاد باشد، در غیر این صورت آن‌ها به تخمیر valine خواهند پرداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فسفات فرآیند تخمیر اسید glutamic ضروری است، اما غلظت نمی تواند بیش از حد بالا باشد، در غیر این صورت آنها می توانند فرآیند تخمیر شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In short the term refers to three essential amino acids – leucine, isoleucine and valine .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کوتاه‌مدت این عبارت به سه آمینو اسید ضروری - leucine، isoleucine و valine اشاره دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در کوتاه مدت این اصطلاح به سه اسید آمینه اساسی اشاره می کند - لوسین، ایولولین و والین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The first limiting amino acids in the muscles of marine cultured and freshwater cultured Scylla serrata were both valine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولین آمینو اسیده‌ای آمینه در ماهیچه‌های cultured دریایی و آب شیرین cultured serrata هر دو valine بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اولین اسید آمینه محدود کننده در ماهیچه های دریایی کشت شده و آب شیرین Scylla serrata هر دو والین بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The essential amino acids are leucine, isoleucine, lysine, methionine, phenylalanine, threonine, tryptophan, and valine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسیده‌ای آمین ضروری leucine، isoleucine، lysine، methionine، phenylalanine، threonine، tryptophan و valine هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسیدهای آمینه ضروری لوسین، ایولولین، لیزین، متیونین، فنیل آلانین، ترئونین، تریپتوفان و والین هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The adult shrimp had significantly higher tyrosine, phenylalanine and asparagine content but lower valine and isoleucine levels compared to juvenile and middle shrimp.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میگو به میزان قابل‌توجهی نیتروژن، phenylalanine و asparagine را به میزان قابل‌توجهی بالاتر از مقدار valine و isoleucine در مقایسه با میگو و میگو، به میزان قابل‌توجهی بیشتر از ماهی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میگوهای بالغ، میزان تریروزین، فنیل آلانین و آسپاراژین را به میزان قابل توجهی افزایش داد، اما میزان ویلین و ایزولوسین پایین تر از میگوهای جوان و میانی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Moreover, the ratio of threonine and serine to isoleucine, leucine and valine in the amniotic fluid of spina bifida fetus is higher than normal.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این نسبت of و سرین به isoleucine، leucine و valine در مایع آمنیوتیک به spina bifida جنین بیشتر از حد نرمال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، نسبت ترئونین و سریین به ایزولوسین، لوسین و والین در مایع آمنیوتیک اسپینا بیفیدا جنین بالاتر از حد نرمال است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه valine به انگلیسی

valine
• amino acid found in plant and animal proteins

valine را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی valine



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهسا > مهسا
Hjz > Recommend
Sajadmasoumi > Threshold
پوریا معصومی > carried out
پریسا > Booked solid
simiaco.ir > Qualification
مهرسا عزیزی از اطاقور لنگرود گیلان 17 ساله > خنگ
پریا > علی رضا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی valine
کلمه : valine
املای فارسی : ولین
اشتباه تایپی : رشمهدث
عکس valine : در گوگل


آیا معنی valine مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )