برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

variant

/ˈveriənt/ /ˈveərɪənt/

معنی: نوع دیگر، متبادل، مختلف، گوناگون
معانی دیگر: متنوع، متفاوت، جوراجور، چندسان، گونه، دیس، صورت، شکل، (زبان شناسی) گونه های مختلف واژه، تلفظ های مختلف واژه، املاهای مختلف واژه، واجگونه، مغایر، متغیر

بررسی کلمه variant

صفت ( adjective )
(1) تعریف: differing from something considered normal or from most others of the same type; deviant.
مترادف: deviant, different, divergent
مشابه: deviate, unusual

(2) تعریف: containing or exhibiting variation or diversity; varying.
مترادف: varied
مشابه: diverse, varying
اسم ( noun )
• : تعریف: something that shows differences from a norm or average, or from others of the same type.
مترادف: variation
مشابه: alteration, modification, variety, version

- This blue tulip is a lovely variant of a purple strain.
[ترجمه ترگمان] این لاله آبی یک نوع دوست‌داشتنی از نژاد بنفش است
[ترجمه گوگل] این لاله آبی یک نوع دوست داشتنی از یک نوع بنفش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه variant در جمله های نمونه

1. variant points of view
دیدگاه‌های متفاوت

2. variant religious groups
دستجات مذهبی مختلف

3. the variant interpretations of this text
تفسیرهای جوراجور این متن

4. the variant spellings of his name
گونه‌های مختلف املای نام او

5. this land's variant scenery
مناظر متنوع این سرزمین

6. Fortune is variant.
[ترجمه ترگمان]بخت متغیر است
[ترجمه گوگل]فورچون یک نوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This game is a variant of netball.
[ترجمه ترگمان]این بازی گونه‌ای از netball است
[ترجمه گوگل]این بازی یک نوع از netball است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This game is a variant of / on baseball.
[ترجمه ترگمان]این بازی نوعی بازی بیسبال است
[ترجمه گوگل]این بازی یک نوع از / در بیس بال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویس ...

مترادف variant

نوع دیگر (اسم)
variant
متبادل (صفت)
alternate , alternative , blackout , interchangeable , variant
مختلف (صفت)
different , variant , dissimilar , disparate , several , various , diverse , divergent , multifarious
گوناگون (صفت)
variant , varied , pied , various , diverse , multiple , miscellaneous , multifarious , protean , varicolored , varicoloured , variform

معنی variant در دیکشنری تخصصی

variant
[کامپیوتر] متنوع نام دیگر آن union ) اجتماع ) است . نوعی داده که می تواند مقادیر مربوط به بیش ازط یک نوع داده را داشته باشد. مثلاً در برنامه visual basic متغیر که صورت variant تعریف شده است . می تواند مقادیر اعداد صحیح ، اعداد ممیز شناور ، رشته ها و چند نوع دیگر از داده را در خود جای دهد . در درون کامپیوتر متغیر variant به صورت یک مقدار ، به اضافه چند بیت اضافی که نوع مقدار را مشخص می کند . ذخیره می شود .
[زمین شناسی] گونه ، قابل تغییر،مغایر،نوع دیگر،گوناگون ،غیرعادی
[ریاضیات] مختلف، مغایر
[کوه نوردی] نیم مسیر
[خاک شناسی] واریانت
[آمار] غیرعادی
[ریاضیات] پروسه ی متغیر
[خاک شناسی] واریانت خاک
[برق و الکترونیک] تغییر پذیر با زمان
[ریاضیات] با یک درجه ی آزادی

معنی کلمه variant به انگلیسی

variant
• that which differs somewhat from the norm
• a variant of something has a different form from the usual one. count noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g. ...a variant form of the basic action.

variant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین انصاری خالدی
معنی varient بخصوص در برنامه نویسی به معنای متغیر ترکیبی می باشد
شیما
مشتق
ابراهیم
به معنای طرح هم بکار می رود
مثل طرح اول و طرح دوم و....
خشایار نوروزی
در راهسازی به طرح آغازین مسیرراه گفته میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی variant
کلمه : variant
املای فارسی : واریانت
اشتباه تایپی : رشقهشدف
عکس variant : در گوگل

آیا معنی variant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )