انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 953 100 1

venture

تلفظ venture
تلفظ venture به آمریکایی/ˈvent͡ʃər/ تلفظ venture به انگلیسی/ˈvent͡ʃə/

معنی: مخاطره، سرگذشت، جسارت، جرات، ریسک، مبادرت، اقدام بکار مخاطره امیز، معامله قماری، اقدام یا مبادرت کردن به
معانی دیگر: معامله ی قماری، داد و ستد مخاطره آمیز، کار الله بختی، سیج، سیج گیری، سیج پذیری، داد و ستد سیجی، معامله ی قماری کردن، سیج کردن، خطر کردن، سیج گیری کردن، ریسک کردن، به مخاطره انداختن، به آب و آتش زدن، سیجیدن، به خطر انداختن، (با جرات) عمل کردن، جرات کردن، یارا داشتن، یاراییدن

بررسی کلمه venture

اسم ( noun )
(1) تعریف: an undertaking or enterprise that involves risk or is of uncertain outcome.
مترادف: adventure, enterprise, flier, foray, gamble, long shot, speculation
مشابه: experiment, project, risk, undertaking

- Are you planning to invest in this venture?
ترجمه کاربر [ترجمه آرمان بدیعی] آیا شما قصد دارید در این ریسک و کار مخاطره آمیز سرمایه گذاری کنید.
|

ترجمه کاربر [ترجمه نوران] آیا شما قصد سرمایه گذاری در این کسب و کار(مخاطره آمیز) را دارید؟
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آیا شما قصد سرمایه‌گذاری در این سرمایه‌گذاری را دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا شما قصد دارید در این سرمایه گذاری سرمایه گذاری کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He's trying to interest us in his new business venture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون داره سعی می‌کنه ما رو به فعالیت جدیدش علاقمند کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او در تلاش است تا ما را در سرمایه گذاری جدید کسب و کار خود مورد توجه قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: that which is risked in such an undertaking.
مترادف: stake
مشابه: ante, interest, investment, share
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ventures, venturing, ventured
(1) تعریف: to undertake despite potential danger; brave the hazards of.
مترادف: chance, risk
مشابه: adventure, attempt, set about, undertake

- He decided to venture the trip after all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تصمیم گرفت که به سفر برود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تصمیم گرفت تا بعد از همه این سفر را انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to express despite the risk of opposition or criticism.
مترادف: hazard
مشابه: express, offer, volunteer

- The newcomer didn't dare to venture his opinion on the matter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] مرد تازه‌وارد جرات نکرد نظر خود را درباره این موضوع نشان دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] تازه وارد، جرأت نمیکرد که نظرش را در مورد این موضوع به مخاطره اندازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to expose to risk.
مترادف: endanger, hazard, imperil, jeopardize, risk
مشابه: adventure, bet, gamble, pawn, stake, wager

- He was prepared to venture his fortune.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او آماده بود که ثروت خود را به دست آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او آماده بود تا ثروت خود را به خطر بیندازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: venturer (n.)
• : تعریف: to move, travel, or proceed in a brave or adventurous manner.
مترادف: embark
مشابه: adventure, forge, head, sally, strike out

- He ventured out into the world with only a few cents in his pocket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او تنها با چند سنت در جیبش بیرون آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او تنها با چند سنت در جیبش به دنیا رفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The ducks ventured across the road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اردک راه را طی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اردکها در جاده ها جرأت می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه venture در جمله های نمونه

1. The towering mountains, covered with snow, are an awesome sight.
ترجمه کوه های سر به فلک کشیده پوشیده از برف، منظره ای چشمگیر است

2. Connie had such an awesome amount of work to complete before graduation she doubted she would have everything ready in time.
ترجمه کانی آنقدر کار سخت داشت که باید قبل از فارغ التحصیل تمام می کرد، اما شک داشت که کار را قبل از موعد به اتمام رساند

3. The atom bomb is an awesome achievement for mankind.
ترجمه بمب اتم، یک دستاورد وحشتناک برای بشریت است

4. i venture to say that 9000 people were present
ترجمه به جرات می‌توانم بگویم که نه‌هزار نفر آنجا بودند.

5. that venture made her
ترجمه آن معامله کار او را رو به راه کرد.

6. to venture a storm
ترجمه یارای برخورد با توفان را داشتن

7. to venture an opinion
ترجمه یارای ابراز عقیده را داشتن

8. at a venture
ترجمه الله بختی،شانسی،بدون محاسبه‌ی قبلی،همین‌جوری

9. he staked his reputation over that venture
ترجمه سر آن ماجرا شهرت خود را به مخاطره انداخت.

10. Nought venture, nought have [gain, win].
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرمایهگذاری بیشتر، هیچ nought [ کسب، برد ] ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ سرمایه گذاری، هیچ چیز [کسب، پیروزی]
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Nothing venture, nothing win (or have or gain).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ چیز سرمایه‌گذاری نمی‌کند، هیچ پیروزی (یا کسب یا کسب)ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کاری انجام ندادن، هیچ چیز برنده نیست (یا داشتن یا به دست آوردن)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Nothing venture, nothing have [gain, win].
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ ریسکی در کار نیست، هیچی نیست، برنده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ مشکلی نیست، هیچ چیز [به دست آوردن، برنده شدن] نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. If you venture nothing, you will have thing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر جرئت ندارید چیزی بنوشید، خواهید داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر هیچ کاری انجام ندهید، چیزهایی خواهید داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. A disastrous business venture lost him thousands of dollars.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کسب‌وکار بد تجاری او را هزاران دلار از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه گذاری فاجعه آمیز کسب و کار او هزاران دلار را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It will be sold to a joint venture created by Dow Jones and Westinghouse Broadcasting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شرکت به یک سرمایه‌گذاری مشترک که توسط داو جونز و Broadcasting Westinghouse ایجاد شده‌است، فروخته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به یک سرمایه گذاری مشترک توسط داو جونز و Westinghouse Broadcasting فروخته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The joint venture ended in a legal wrangle between the two companies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اقدام مشترک در یک نزاع قانونی بین دو شرکت به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این سرمایه گذاری مشترک بین دو شرکت با اختلاف قانونی پایان یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The car-hire firm is their latest business venture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت کرایه خودرو آخرین سرمایه‌گذاری تجاری آن‌ها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت استخدام خودرو آخرین فعالیت تجاری آنها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. Any business venture contains an element of risk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر کسب‌وکار کسب‌وکار شامل یک عنصر ریسک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هرگونه سرمایه گذاری در کسب و کار شامل یک عنصر خطر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

19. I won't venture a step farther.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک قدم جلوتر نخواهم رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من یک گام دورتر نمی برم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. No current will not venture, there is no climbing mountain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ جریانی به خطر نخواهد افتاد، هیچ کوه صعود وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ جایی نمی تواند سرمایه گذاری کند، کوه نوردی وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. When darkness fell, he would venture out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی تاریکی فرو می‌نشست، بیرون می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی تاریکی افتاد، می توانست بیرون بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. Mary is unusually high on her next venture.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مری به طور غیر معمولی روی جرات بعدی خودش بالا و پایین می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مری به طور غیر منتظره ای در معرض خطر بعدی خود قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف venture

مخاطره (اسم)
adventure , risk , hazard , venture , jeopardy , peril , menace
سرگذشت (اسم)
event , adventure , narrative , narration , venture , destiny
جسارت (اسم)
impertinence , venture , insolence , animosity , audacity , temerity , effrontery , presumption , hardihood , spleen
جرات (اسم)
gut , grittiness , courage , spirit , venture , daring , mettle , spunk
ریسک (اسم)
risk , venture
مبادرت (اسم)
venture
اقدام بکار مخاطره امیز (اسم)
venture
معامله قماری (فعل)
venture
اقدام یا مبادرت کردن به (فعل)
venture

معنی عبارات مرتبط با venture به فارسی

سرمایه گذاری مخاطره آمیز، سرمایه گذاری قماری (که احتمال زیان یا سود کلان آن زیاد است)
(انگلیس - خودمانی) بسیار سریع، مثل برق، الله بختی، شانسی، بدون محاسبه ی قبلی، همین جوری

معنی venture در دیکشنری تخصصی

venture
[حقوق] به مخاطره انداختن، مشارکت، اقدام خطیر
[حسابداری] سرمایه گذاری مخاطره آمیز
[صنعت] سرمایه گذاری مخاطره آمیز - سرمایه گذاری برای کسب و کار جدید، در حالتی که انتظار رشد بالا داشته ولی به بازارهای سرمایه ای دسترسی نداریم. معمولاً به نوعی سرمایه گذاری اطلاق می شود که در شرکت های تازه تاسیس برای دسترسی به رشد سریع نجام می شود.
[حقوق] شرکت مختلط سهامی
[حسابداری] مشارکت خاص
[صنعت] سرمایه گذاری مشترک ، تلاش گروهی ، همکاری ، مشارکت
[حقوق] مشارکت، شرکت مختلط
[ریاضیات] سرمایه گذاری کلی، سرمایه گذاری شراکتی

معنی کلمه venture به انگلیسی

venture
• take a risk in order to achieve a goal; dare to express something (even in the face of possible opposition); chance investing money in a risky but possibly lucrative business venture
• risky undertaking, enterprise whose results are not certain; business undertaking which promises to bring great profit but involves a good deal of risk; amount invested or wagered
• a venture is a project or activity which is new, exciting, and difficult but which involves the risk of failure.
• if you venture into an activity, you do something that involves the risk of failure because it is new and different.
• if you venture an opinion, you say it cautiously and hesitantly because you are afraid other people might think it is foolish or wrong.
• if you venture somewhere you go there, although it might be dangerous.
venture capital
• risk capital, money invested in a new business or the stocks of a new business
venture to say
• dare to say
at a venture
• coincidentally, by chance
combination venture
• transfer of partial assets to a contractor as incentive for construction
joint venture
• collective enterprise, group endeavor, joint project, collaboration
random venture
• one-time commercial transaction that does involve supplies

venture را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی venture

fape ٢١:٥٣ - ١٣٩٦/٠٧/١٩
تامین مالی
|

فاطمه فاطمه ٠٠:٤٨ - ١٣٩٦/٠٩/١٤
to say or do sth in a careful way eapecialy because it might upset sb
|

ebitaheri@gmail.com ١٦:٥٥ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
جسورانه ، خطرپذیر ، پرخطر ، ریسک‌پذیر ، پر ریسک

سرمایه‌گذاری جسورانه/خطرپذیر/پرخطر/ریسک‌پذیر/پر ریسک
|

زهره ١٨:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥
سرمایه گذاری مخاطره پذیر
|

zahra ١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٣
go somewhere risky or unpleasant
|

رضا ١١:٤٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤
جسورانه
|

مقداد سلمانپور ١٤:١٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٧
( سرمایه گذاری در یک) فرصت ریسکی یا موقعیت خطرپذیر
وضعیت خطر پذیر
|

مهدی ٠٠:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/١٢
میخوای خودتو بدبخت کنی برو دنبالش بی ناموسا عوضی خودتون ناموس نداری خواهرتو گایدم
|

حسن امامی ١٤:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٢٠
مسافرت کردن به جای ناشناخته(به نوعی با advanture هم معنی است)
|

Amir J Cat ١٨:٤٩ - ١٣٩٨/٠١/١٣
جرات و جسارت
دل به دریا زدن و مسافرت کردن
ریسک/خطر کردن
خود را به مخاطره انداختن
سرمایه گذاری و کار مخاطره آمیز
|

میلاد علی پور ٠٩:٥٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٧
جرات به خرج دادن
|

پیشنهاد شما درباره معنی venture



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی venture
کلمه : venture
املای فارسی : ونچر
اشتباه تایپی : رثدفعقث
عکس venture : در گوگل


آیا معنی venture مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )