انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1074 100 1

verse

تلفظ verse
تلفظ verse به آمریکایی/ˈvɜːrs/ تلفظ verse به انگلیسی/vɜːs/

معنی: نظم، شعر، شعر گفتن، بنظم اوردن
معانی دیگر: نظم (در برابر: نثر prose)، نوشته ی دارای سجع و قافیه (ولی فاقد گیرایی شعری)، شعر بندتنبانی، چامه، سرواد، آیه، به نظم در آمده، منظوم، شعری، مصراع، خط، (نادر) به نظم در آوردن، (شعر) سرودن

بررسی کلمه verse

اسم ( noun )
(1) تعریف: poetry, or a poem, esp. in metrical form.
مشابه: poem, poetry

- The story is told in verse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این داستان به شعر گفته می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] داستان در آیه گفته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I'm more fond of prose than verse.
ترجمه کاربر [ترجمه میم] من بیشتر به نثر علاقه مند هستم تا شعر
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] من به نثر بیشتر علاقه دارم تا شعر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من بیشتر از آیه از پرویز خوشم می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: one line, stanza, or section of a poem.
مشابه: line

(3) تعریف: a certain type of metrical composition.
مشابه: poem

- free verse
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اشعار آزاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شعر بی قافیه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: a subdivision of a song.
مشابه: line
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: verses, versing, versed
• : تعریف: to make knowledgeable or skilled; train; school (usu. fol. by in).

- The professor versed her students in good study habits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] استاد دانش آموزانش را در زمینه مطالعات خوب مطالعه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] استاد به دانش آموزانش در عادات مطالعه خوب پاسخ داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه verse در جمله های نمونه

1. The verse from the Bible which my father quoted most frequently was, "Love thy neighbor as thyself. "
ترجمه آیه ای که پدرم به دفعات زیاد از انجیل نقل م یکرد، این بود که : "همسایه ات را مثل خودت دوست بدار"

2. Several verses of a religious nature were contained in the document.
ترجمه چندین آیه مذهبی در سند آمده بود

3. Though it is not always easy to comprehend, Shakespeare's verse has merit that is worth the toil.
ترجمه اگرچه همیشه درک اشعار شکسپیر آسان نیست، اما ارزش سخت مطالعه کردن را دارد

4. a verse translation of shahnameh
ترجمه ترجمه‌ی منظوم شاهنامه

5. blank verse has rhythm but no rhyme
ترجمه شعر سپید وزن دارد ولی قافیه ندارد.

6. execrable verse
ترجمه شعر بد

7. free verse
ترجمه شعر آزاد

8. liquid verse
ترجمه شعر روان

9. my verse shall eternize your name
ترجمه شعر من نام تو را برای همیشه مشهور خواهد کرد.

10. occasional verse
ترجمه شعر ویژه‌ی مواقع بخصوص

11. shakespearean verse
ترجمه شعر شکسپیر

12. smooth verse
ترجمه شعر روان

13. the first verse of the first chapter of genesis
ترجمه آیه‌ی اول فصل اول کتاب پیدایش (انجیل)

14. chapter and verse
ترجمه 1- نقل قول از یا اشاره‌ی دقیق به سوره‌ی انجیل 2- اطلاعات دقیق و مستند 3- مرجع

15. a book of verse and a jug of wine
ترجمه یک کتاب شعر و یک کوزه‌ی می

16. he writes vile verse
ترجمه شعرهای بسیار بدی می‌نویسد.

17. many writers of verse can't write true poetry
ترجمه بسیاری از نظم‌نویسان قادر به نوشتن شعر راستین نیستند.

18. to take a verse from the bible
ترجمه سوره‌ای از انجیل را نقل کردن

19. written in ithyphallic verse
ترجمه نگاشته شده بر وزن شعر باکوس

20. the beat of ferdowsi's verse
ترجمه وزن شعر فردوسی

21. the jingle of the verse he was reading
ترجمه آهنگ تکراری در شعری که او می‌خواند.

22. the young poet's halting verse
ترجمه شعر ناموزون شاعر جوان

23. a treasury of modern english verse
ترجمه گلچین شعر نو انگلیسی

24. nezamy turned that story into verse
ترجمه نظامی آن داستان را به نظم درآورد.

25. i founded the lofty mansion of verse
ترجمه پی‌افکندم از نظم کاخی بلند

26. i have erected a lofty monument in verse . . .
ترجمه بنا کردم از نظم کاخی بلند . . .

27. Written in verse, the play was set in the Middle Ages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نمایشنامه در قرون‌وسطی نوشته شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوشته شده در آیه، بازی در قرون وسطی تنظیم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

28. Many Elizabethan plays are written in blank verse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از نمایشنامه‌های عصر الیزابت در اشعار سفید نوشته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از نمایشهای الیزابت در آیه خالی نوشته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

29. His verse has the sing - song rhythm of a poetaster.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]verse شعر یک شعر poetaster را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیه اش دارای ریتم آواز خوانی یک شاعر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

30. This is a verse photographing the human ruins.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک شعر عکاسی از خرابه‌ها است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک آیه است که عکاسی از خرابه های انسانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف verse

نظم (اسم)
order , arrangement , discipline , system , array , rank , regularity , verse , poetry , poem , rhyme , collocation , meter , rime
شعر (اسم)
song , verse , balladry , poetry , poem , rhyme , rime , poesy
شعر گفتن (فعل)
verse , rhyme , rime
بنظم اوردن (فعل)
verse

معنی عبارات مرتبط با verse به فارسی

شعر سپید، شعر بی قافیه (که هر سطر آن ده هجا یا پنج گام دارد و موزون است)، شعر منثور، شعر بی قافیه پنج وزنی
1- نقل قول از یا اشاره ی دقیق به سوره ی انجیل 2- اطلاعات دقیق و مستند 3- مرجع
شعر مستزاد
شعر آزاد (که قافیه و گاهی وزن ندارد)، شعر نو، شعر ازاد وبی نظم وقاعده، شعر بی قافیه
(شعر انگلیسی) شعر حماسی (مرکب از بیت های ده هجایی آیامبیک iambic)، شعر حماسی، شعر رزمی
شعریکه بحر ان بر وتد مجموع ساخته شده باشد
شعر فکاهی، شعر طنزی، شوخ شعر، شعر غیر جدی
شعر سکته دار
بحرتقارب، بحرمتقارب
قافیه مشدد، قافیه موکد

معنی کلمه verse به انگلیسی

verse
• rhyme; stanza; poem; subdivision of a biblical chapter
• verse is writing arranged in lines which have a rhythm and which often rhyme at the end.
• a verse is one of the parts into which a poem, a song, or a chapter of the bible is divided.
blank verse
• unrhymed verse, unrhymed iambic pentameter verse
• blank verse is poetry that does not rhyme. in english literature it usually consists of lines with five unstressed and five stressed syllables.
chapter and verse
• means of locating passages in the bible; precise evidence to make a point
eighth verse
• verse which is 8th in a series of verses
fifth verse
• fifth stanza, fifth paragraph
first verse
• first stanza, first paragraph
fourth verse
• fourth stanza, fourth paragraph
free verse
• verse without regular rhythm or meter, poetry not conforming to a standard form
heroic verse
• poem about the voyages and accomplishments of a hero, epic poem
ninth verse
• chapter 9, segment number 9
second verse
• second paragraph, second stanza
seventh verse
• seventh paragraph, seventh stanza
sixth verse
• sixth paragraph, sixth stanza
tenth verse
• tenth paragraph, tenth stanza
third verse
• third paragraph, third stanza

verse را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمدرضا ایوبی صانع ١٧:١٠ - ١٣٩٧/١١/١٠
آیه
|

Fatemeh ١٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠١/١٥
نظم ( در زمینه ادبی)
|

Toomaz ٢٢:١٠ - ١٣٩٨/٠١/٣٠
تعلیم دادن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی verse
کلمه : verse
املای فارسی : ورس
اشتباه تایپی : رثقسث
عکس verse : در گوگل


آیا معنی verse مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )