برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

veteran

/ˈvetərən/ /ˈvetərən/

معنی: کهنه سرباز، کهنهکار، سرباز پیر، سرباز سابقدار، کارازموده
معانی دیگر: مجرب، باتجربه، کارکشته، ورزیده، کاردیده، کاردان، کارآزموده، پرسابقه، (کسی که خدمت سربازی را تمام کرده یا از ارتش بازنشسته شده است) سرباز پیشین، سرباز بازنشسته، سرباز دارای گواهی پایان خدمت (پیر یا جوان)، (سرباز) جنگ دیده، جنگ آزموده، رزم دیده، سرباز سابق

بررسی کلمه veteran

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who was formerly part of the armed forces, esp. during a war.

- This holiday honors the country's war veterans.
[ترجمه ترگمان] این تعطیلات به سربازان قدیمی جنگ کشور احترام می‌گذارد
[ترجمه گوگل] این تعطیلات سربازان جنگ کشور را احترام می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- As a veteran, he was able to get a college education.
[ترجمه ترگمان] او به عنوان یک سرباز کهنه‌کار توانسته بود تحصیلات دانشگاهی داشته باشد
[ترجمه گوگل] او به عنوان یک سرباز، توانست به تحصیل کالج برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a person who has had long experience in a particular activity.
متضاد: apprentice, beginner, novice, tyro

- The veteran gave the rookie player a few tips.
[ترجمه ترگمان] سرباز کهنه‌کار چند نکته را به بازیکنان تازه‌کار داد
[ترجمه گوگل] جانباز چندین راهنمایی را به بازیکن تازه کار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه veteran در جمله های نمونه

1. a veteran diplomat
یک دیپلمات کهنه‌کار

2. a veteran of 20 years' service
دارای سابقه خدمت بیست ساله

3. his grandfather is an air force veteran
پدربزرگش سرباز پیشین نیروی هوایی است.

4. The baseball veteran loved to coach young players.
[ترجمه ترگمان]بازیکن کهنه‌کار بیسبال دوست داشت بازیکنان جوان را مربی کند
[ترجمه گوگل]جانباز بیسبال دوست داشت مربیان بازیکنان جوان را تربیت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The veteran workers and model workers are held in great esteem.
[ترجمه ترگمان]کارگران کارآزموده و کارگران مدل به طور کامل مورد احترام قرار می‌گیرند
[ترجمه گوگل]کارگران جانباز و کارگرهای مدل به قدری احترام می گذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was a Vietnam veteran with a haunted mien.
[ترجمه ترگمان]اون یه سرباز کهنه‌کار جنگ ویتنام بود که یه شبح جن‌زده شده بود
[ترجمه گوگل]او یک جانباز ویتنام بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف veteran

کهنه سرباز (اسم)
vet , veteran
کهنهکار (اسم)
veteran
سرباز پیر (اسم)
veteran
سرباز سابقدار (اسم)
veteran
کارازموده (اسم)
veteran

معنی کلمه veteran به انگلیسی

veteran
• soldier who has been serving in the armed forces for a long time and has much experience; former member of the armed forces; one who is seasoned and experienced in any area
• of or pertaining to veterans; experienced, seasoned
• a veteran is someone who has served in the armed forces of their country, especially during a war.
• a veteran is also someone who has been involved in a particular activity for a long time.
veteran soldier
• one who has served in the army for a long period of time
army veteran
• one who has served in the army, former soldier in the army

veteran را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zahan
کسی که در جنگ جنگیده است
لیلی موسوی
پیشکسوت
فرخ
پيش كسوت
نگین
رزمنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی veteran
کلمه : veteran
املای فارسی : وتران
اشتباه تایپی : رثفثقشد
عکس veteran : در گوگل

آیا معنی veteran مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )