انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1067 100 1

vigorous

تلفظ vigorous
تلفظ vigorous به آمریکایی/ˈvɪɡərəs/ تلفظ vigorous به انگلیسی/ˈvɪɡərəs/

معنی: قوی، شدید، نیرومند، زورمند
معانی دیگر: تهمتن، قلچماق، (گیاه) برومند، سبز و خرم، خوش رشد، ستهم، قاطع، سخت، زورمندانه، قاطعانه، جدی، مجدانه، محکم، سرسخت، سرسختانه، پرتوان، پرنیرو، قدرتمند، توانمند، پرزور

بررسی کلمه vigorous

صفت ( adjective )
مشتقات: vigorously (adv.), vigorousness (n.)
(1) تعریف: characterized by vigor.
مترادف: potent, powerful, spirited, strong, vital
متضاد: feeble, weak
مشابه: active, aggressive, alive, arduous, athletic, brisk, chipper, doughty, dynamic, effective, emphatic, energetic, enthusiastic, forceful, hard, hardy, lively, robust, strenuous, trenchant, vehement, virile, warm

- The project was a success thanks to the vigorous efforts of the community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این پروژه به لطف تلاش‌های شدید جامعه به موفقیت دست یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این پروژه به لطف تلاش های شدید جامعه به موفقیت رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He gave the floor a vigorous cleaning.
ترجمه کاربر [ترجمه mch] او به شدت زمین را تمیز کرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] زمین را تمیز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به طبقه تمیز کردن شدید داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- A vigorous cheer erupted from the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از میان جمعیت فریاد شادی به گوش رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فریاد قوی از جمعیت فرا رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: robust, energetic, or hardy.
مترادف: energetic, hardy, hearty, robust
متضاد: frail, lethargic, sluggish
مشابه: active, alive, animated, athletic, brisk, buxom, dynamic, hale, lively, lusty, peppy, quick, rugged, spry, stout, strong, virile, zippy

- The patients became more vigorous after starting the exercise regime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] پس از شروع رژیم ورزش بیماران more شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پس از شروع رژیم ورزش، بیماران پس از شروع فعالیت شدیدتر شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه vigorous در جمله های نمونه

1. vigorous exercise is not good for everyone
ترجمه ورزش شدید برای همه کس خوب نیست.

2. a vigorous enemy of materialism
ترجمه دشمن سرسخت ماده‌گرایی

3. a vigorous fig tree
ترجمه یک درخت انجیر پربار

4. a vigorous handsome young man
ترجمه یک مرد جوان پر زور و خوش قیافه

5. a vigorous protest
ترجمه یک اعتراض شدید

6. the vigorous continuation of resistance
ترجمه ادامه‌ی سرسختانه‌ی مقاومت

7. the vigorous enforcement of the laws
ترجمه اجرای قاطعانه‌ی قوانین

8. valleys carved by vigorous youthful streams
ترجمه دره‌هایی که توسط جویبارهای نیرومند و کاوا حفاری شده‌اند

9. The vigorous young plants grew fast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گیاهان جوان نیرومند به سرعت رشد کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گیاهان جوان باشکوه سریع رشد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The vigorous pursuit of policies is no guarantee of success.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پی‌گیری شدید سیاست‌ها تضمینی برای موفقیت نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیگیری شدید سیاست ها تضمین موفقیت نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Vigorous youth is subjected to rigorous discipline.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوانان قوی تحت انضباط شدید قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جوانان نیرومند تحت نظارت دقیق قرار دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The measures provoked vigorous opposition in right-wing circles.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اقدامات موجب مخالفت‌های شدید در محافل جناح راست شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این اقدامات مخالفان شدید در محافل راست را تحریک کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The group is not vigorous enough in its opposition to the proposals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این گروه به اندازه کافی در مخالفت با این پیشنهادها قوی نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گروه در مخالفت با پیشنهادات کافی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Vigorous exercise will help to get rid of your spare tyre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورزش شدید به شما کمک خواهد کرد تا از لاستیک زاپاس خود خلاص شوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ورزش نیرومند کمک خواهد کرد که از تایر یدکی خود خلاص شوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They took part in a vigorous army assault course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اونا توی یه یورش دسته‌جمعی قوی شرکت کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در یک دوره ارتش قوی ارتش شرکت کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. He is yet in green vigorous senility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هنوز در کهولت سن رشد می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هنوز در سن بلوغ قدرتمند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. Vigorous efforts are being made to find a solution to the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلاش‌های شدید برای یافتن راه حلی برای این مشکل در حال انجام است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تلاش های شدید برای یافتن یک راه حل برای این مشکل صورت می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف vigorous

قوی (صفت)
mighty , hard , solid , valid , drastic , keen , strong , fierce , heavy , formidable , stark , bouncing , brawny , stalwart , boisterous , forcible , powerful , potent , intense , violent , buxom , vigorous , hefty , stocky , forceful , lusty , high-powered , high-pressure , irresistible , stoutish , towering , two-handed , walloping
شدید (صفت)
hard , grievous , strenuous , drastic , keen , tough , exquisite , slashing , sopping , chronic , high-wrought , severe , rugged , stalwart , boisterous , forcible , intense , violent , intensive , vigorous , diametric , diametrical , inclement , incontrollable , rigorous , sthenic
نیرومند (صفت)
mighty , puissant , main , solid , strong , orotund , formidable , stout , rugged , brawny , nervy , powerful , potent , valiant , vigorous , hale , prolific , red-blooded , robustious , sinewy , sthenic
زورمند (صفت)
mighty , vigorous

معنی عبارات مرتبط با vigorous به فارسی

بنیه خوب، مزاج قوی

معنی vigorous در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] پرزور، نیرومند، زورمند، قوی، شدید

معنی کلمه vigorous به انگلیسی

vigorous
• robust, strong; energetic, active
• a vigorous action or activity is done with a lot of energy and enthusiasm.
• someone who is vigorous is healthy and full of energy.
vigorous opposition
• strong disapproval, great objection that cannot be compromised

vigorous را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤
پر شور و حرارت
|

ستایش آریا ٢٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
سخت و پر انرژی
|

Masum ١٤:٣٥ - ١٣٩٨/٠١/٣١
پویا با نشاط
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی vigorous
کلمه : vigorous
املای فارسی : ویگروس
اشتباه تایپی : رهلخقخعس
عکس vigorous : در گوگل


آیا معنی vigorous مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )