برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

vocal cord

واژه vocal cord در جمله های نمونه

1. There was a soft nodule on my vocal cord.
[ترجمه ترگمان] یه برآمدگی نرم روی نخاع من بود
[ترجمه گوگل]یک گره نرم در طناب صوتی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As air passes over our vocal cords, it makes them vibrate.
[ترجمه ترگمان]همچنان که هوا از روی تاره‌ای صوتی ما می‌گذرد، آن‌ها را به لرزه درمی آورد
[ترجمه گوگل]همانطور که هوا بر روی طناب های آوازی ما می گذرد، باعث می شود آنها ارتعاش پیدا کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. No vibration is caused by the vocal cords because they are not being put into action.
[ترجمه ترگمان]هیچ ارتعاش توسط تاره‌ای صوتی ایجاد نمی‌شود چون آن‌ها وارد عمل نمی‌شوند
[ترجمه گوگل]لرزش توسط طناب های صوتی به وجود نیامده است، زیرا آنها به کار نمی روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When sounds are unvoiced, the vocal cords are relaxed to allow the air a completely free passage.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که صداها unvoiced، تاره‌ای صوتی در حال استراحت هستند تا به هوا اجازه عبور کامل را بدهند
[ترجم ...

معنی کلمه vocal cord به انگلیسی

vocal cord
• chord in the throat used for speaking

vocal cord را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Emahmoodi
تار صوتی
ش85.74
تار صوتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی vocal cord مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )